« نوّاب خانى ربّ النوع و بزرگ اويماق تركمان است . رضاى ما تابع ارادهء وى خواهد بود » . همچنين ساير امرا از اين دعوات سر كشيده در جواب به معاذير ناموجّه تمسّك جستند الّا بوداق خان چگنى كه در سر اظهار اطاعت و انقياد نموده و در جواب مرقوم گردانيد كه : « هرگاه امراى عظام اطاعت نمايند ما نيز در مقام انقياديم » .
چون اجوبهء امراى عظام و خلفاى كرام ، كه ولات ولايات خراسان بودند ، بر آن نهج مسموع خوانين عظام گرديد مصلحت چنان ديدند كه در ظلّ رايت سپهر آيت عباسى به مقام و مواضع امراى مستنكفه رفته جمله را اطاعت فرمايند . و نخست متوجّه مشهد مقدّس گرديدند كه با مرتضى قلى خان از اين باب سخن آغازند .
139 گفتار در توجّه رايات اقبال آيات شاهزادهء عالميان شاه عبّاس صفوى به استصواب نوّاب علىقلى خان و مرشد قلى خان به عزم محاربهء مرتضى خان پرناك ، والى مشهد مقدّس .
چون پادشاه على الاطلاق و خالق انفس و آفاق به محض عنايت بىغايت و مرحمت بىنهايت ارادهء ازلى به مشيّت لميزلى شامل ترفيهء احوال بنى آدم و رفع تشبّث احوال [ 302 ب ] عالم گرداند هرآينه از سلسلهء ملوك كرام و دودهء والانژاد خير الانام صاحب منزلتى را به مصداق
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » برگزيند و گوهر مودّعهء خلافت و معدلت را در درج طينت با طيبت وى وديعت گذارد و پس از آن مقام
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
« 2 » بر سرير فرماندهى فرق انام كه ودائع حضرت آفريدگارند متمكّن گرداند تا از اثر نصفت و سطوت آن پاكيزه گوهر عالميان در مهاد امنوامان آسوده به معمورى ساحت گيتى و افراشتن قصور و پيراستن بساطين مصوّر « 3 » قيام نمايد و از اذيّت و نكايت ضدّان و معاندان قريب و بعيد در كنف حمايت ظلّ ظليل الهى مصون و محفوظ اوقات گذرانند .
تسطير اين مقدّمات و ترتيب اين مقالات جلوس ابد مأنوس پادشاه جمجاه شاه
هامش
( 1 ) - بقره / آيهء 29 .
( 2 ) - مريم / آيهء 59 .
( 3 ) - اصل : نطور .