تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
رفع نموده عرضه داشتند كه : « تمشيت اين امور موقوف بر وجود و استمداد تدبير نوّاب خانى خواهد بود . چنانچه با ما به اين مطلب همداستان گردد يقين كه غنچهء امانى و آمال ما بر گلبن مراد شكفته و مزرع اميد عالميان به حاصل انتظام بارور گردد و عالم پير آغاز جوانى نموده طرح نوى در روزگار پرنيرنگ بىرنگ پذيرد . آن‌گاه هريك فراخور قدر و مرتبهء خويش در مهام عالم دخل نموده از صلاح بزرگان و نيك‌انديشان تخلّف جايز نخواهد بود ؛ چه لشكرى و رعيّت را تا از پادشاه انديشه و بيم نبوده باشد نظام عالم برقرار و قرار بر نظام روزگار نمىماند و خود نيز به دولت معلوم فرموده‌اند كه بنا بر عدم التفات پادشاه مؤيّد سلطان محمّد به امور مملكت اختلال به اركان اين دولت ابدى راه يافته روز به روز اين اختلال در تزايد است و عن‌قريب ملوك بيگانه را هوس تسخير اين مملكت در خاطر راه يافته فتنه و فساد متنوّعه به ظهور خواهد آمد » . و بسيارى از اين مقالات بر وفق آراى خويش در آن مراسله درج نمودند . همچنين به مضمون مسطور نزد سليمان خليفهء تركمان والى و حاكم سركارتون و طبس ، اوغلان بوداق چگنى حاكم اسفراين ، درويش محمّد خان روملوى فرمانده نيشابور ، ولى خان استاجلو تيولدار ولايت ترشيز قاصدان سخن‌دان محمول مكاتيب محبّت اساليب ارسال داشته همگنان را به دعوت انقياد و اطاعت شاهزادهء والانژاد شاه عباس ترغيب نمودند . امّا مرتضى قلى خان چون بر مضمون مطلب خوانين عظام اطّلاع حاصل نمود تزنيف آن مقدّمات نموده از اطاعت ايشان استنكاف لازم دانست و در جواب مرقوم كلك بيان گردانيد كه : « تا پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد در قيد حيات متكفّل امور مسلمين است حاشا كه ديگرى را بر وى اختيار نمايم ، بلكه ايشان را نيز از اين اراده متقاعد مىگردانم . آنچه عدم انتظام مهام درگاه عرش اشتباه مذكور ساخته‌ايد اولى آن كه به اتّفاق در انتظام آن كوشيده آنچه لايق [ 302 الف ] دولت ابدى ندانيم در رفع آن كوشيم نه آن كه انتظام عدم بر عدم انتظام افزاييم » . و اين جواب نامه را مصحوب خاتم المجتهدين مولانا عبد اللّه شوشترى - عليه الرّحمة - نزد خوانين عظام ارسال گردانيد و با آن جناب مقرّر داشت كه به نصايح و مواعظ موصّل به صلاح اين انديشه را از خواطر آن جماعت محو گرداند . خدمت خاتم المجتهدين محمول آن جواب به صوب هرات عنان افادت معطوف داشته در بعضى از مواضع طرق به خدمت خوانين مشرّف گرديد . بر مواعظش اثرى مترتّب نيافته مراجعت فرمود . سليمان خليفهء تركمان اقتفا به مرتضى قلى خان نموده در جواب ارسال داشت كه :