تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
منارهاى رفيع برافراشته و بر فراز مناره سر پرغرور جلال خان را به پارچهء سرخ پيچيده طاقى كبود از شيشه ساخته بر روش كسوت آن جماعت بر سرش گذاشتند . منقول است كه تا [ 296 الف ] زمان حكومت مرشد قلى خان آن سر بر فراز مناره منصوب بود . بالاخره مادر جلال خان تحف بيكران آورده به التماس تمام استدعاى سر فرزندش نمود و مرشد قلى خان بر حسب طلب آن ملكه ، سر وى تسليم نموده به تخريب منار امر فرمود . القصّه مرتضى قلى خان در حضور امراى عظام حقيقت آن واقعه به درگاه جهان‌پناه عرض نموده فتحنامه‌ها به اطراف ممالك ارسال داشتند . ولى خان بىاستطاع مرتضى قلى خان در حالت قتل جلال خان خانم وى را گرفته به درگاه عرش اشتباه ارسال داشت و گرفتن وى را به ولد ارشد خويش پير غيب خان منسوب گردانيد . آن‌گاه امرا به اقطاعات خويش مقضى المرام توجّه نمودند - الفتح من العطيّات الملك الودود .

137 طلوع نمودن مهر منجوق پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد از افق ولايت شيروان و محاربه فرمودن با فرمانفرماى ايل تاتار غازى گراى و مقهور شدن وى از صدمهء تيغ غازيان قزلباش و گرفتارى وى .

در شهور سنهء سبع و ثمانين و تسعمائه [ 987 ه 1579 م ] فرمانفرماى ايل تاتار غازى گراى از اويماقات و طوايف حشمى كه در زير فرمانش بودند قريب به چهل هزار سوار جمع آورده از طريق باب الابواب و دربند داخل مملكت شيروان گرديد . در آن وقت بر حسب فرمان پادشاه زمان اميرالامرايى شيروان به ارس خان روملو متعلّق بود و ارس خان از عزيمت سپاه تاتار غافل و ذاهل بود . آن گروه بىامان به سر وقت وى رسيدند و آن مقدار فرصت ندادند « 1 » كه امرايى كه اقطاع ايشان در ولايت شيروان مقرّر بود متابعان خود را جمع آورند و بر ممانعت و محاربه اقدام نمايند و يا به محال حصينى تحصّن جويند . بالاخره با ( اتباع خان ) « 2 » بر مركب تجريد كسانى را كه از آن جماعت قرار « 3 »
هامش
( 1 ) - هر چهار نسخه : نيافتند . ( 2 ) - ف ، د : ( با متاع جان ) . ( 3 ) - ف : فرارشان .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 599 | ميرزا بيگ جنابدى