تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
جماعت گرديده از نظارهء آن سپاه رعب و هراس بسيار بر ضماير ايشان استيلا يافت و جنود تاتار چون قريب به يكديگر نزول نموده بودند معسكرشان در اندك مسافت مشاهد قزلباش گشته از اين دو جهت در نظر اعتبار قزلباش جنود تاتار چنان نمودند كه قافلهء تجّار يا گروهى لوليان‌اند بىاعتبار . به يمن دولت ابدى عساكر فيروزى مآثر بر آن جماعت دلير گشته خوف و هراس بىقياس به منطوق
وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
« 1 » بر ضماير سپاه تاتار مستولى گرديد . در اين حالت [ 298 الف ] از توقّف خويش نادم گشتند . امّا فايده‌اى بر آن مترتّب نمىديدند . ناچار بر ثباتى اضطرابى اقدام نمودند و خويش را محاط گرداب بلا نمودند . روزى ديگر كه خسرو اقليم چهارم بر خنك سپهر فلك برآمده به نيزه‌اى خطوط شعاعى جنود انجم را مفقود و نابود گردانيد پادشاه مؤيّد به استصواب ملكهء روزگار رايت صفوى آيت به ذروهء سپهر برين برافراشت . ميمنه و ميسره و قلب و ساقهء نصرت دستگاه را به وجود امراى عظام متانت بخشيده به آيينى صف سپاه بياراست كه پادشاهان ذو اقتدار بدان مثابه معركه مشاهده نفرموده بودند . غازى گراى نيز با هزاران دهشت و وحشت حركة المذبوحى به عمل آورده به آراستن جنود خويش پرداخت . از سپاه تاتار كه اكثر جعبه و كيش و ركاب ايشان از نمد و شاخ و خشب مصنوع بود سه صف برآراست . از طرفين نالهء ناى و فغان و ولولهء نبيره و كوس از ذروهء سپهر برين گذشته دليران طرفين بر مراكب فتنه و شين قاصد سلب حيات يكديگر گشتند ، بيت :
چنان شد زخم كوس و نعره و جوش * كه گردون پنبه محكم كرد در گوش
نخست سپاه تاتار را شپّه تير نموده گروه گروه به رمى سهام اشتغال مىنمودند ؛ چنانچه از كثرت آمد و شد سهام و تير مجاهدان غازى فضاى معركهء رزم را سقفى از چوب خدنگ پديد آمد . لحظه‌اى از گشاد دادن تير نمىآسودند ؛ چندان كه مبارزان قزلباش اراده نمودند كه داخل آن جماعت گردند صدمات سهام مانع آمد . بالاخره فوجى از غازيان شير كردار و نهنگان لجّهء پيكار از ميمنه ، كه در تحت فرمان امير خان تركمان بود ، سنانهاى افعى سان استوار داده تنگ بر مراكب استوار نمودند و گروهى ديگر از ميسره ، كه در زير لواى علىقلى خان و اسمى خان بسر مىبردند ، اقتدا بديشان نموده سيوف آبدار از نيام كشيدند . آنگاه از يمين و يسار چون باد شمال و صبا بر مخالفان حمله برده چون [ 298 ب ] سيل منحدر بر رفتن مسارعت نمودند . همچنين از عقب ايشان فوج فوج و گروه گروه حملات متواتر برده جنود تاتار را اثبات و قرار نمانده
هامش
( 1 ) - احزاب / آيهء 26 .