جمع آورده بودند اقامت نمايند و جمعى ديگر را به راندن آن اموال بازداشت . پس خود با بقيهء سپاه متوجّه محاربهء قزلباش [ 294 الف ] گرديده نخست همّت بر آن گماشت كه كنار آب از تصرّف قزلباش انتزاع نمايد ؛ بواسطهء آن كه ولى خان استاجلو كنار آب را معسكر گردانيده مخالفان را از تصرّف در آب مانع بود . از اين جهت بر كنار آب معركهء رزم گرم گشته محاربهاى اتّفاق افتاد كه سپهدار سپهر پنجم تا بر اين نيلىطارم معركهء جنگ آزموده ، بدان صعوبت بر رزمگاهى نظر نيفكنده . از سحاب آلات حرب در هر جانبى جداول و انهار خون روان و در آن انهار اجساد مجروح كشتگان چون مردم خجل نهان .
سهام خونآشام چون بلاى ناگهانى بر سينه و جگر مبارزان به سان خوان زنبوران نيرنگ زدى و سنان افعى سان مانند سهى قامتان دور از ترحّم در هر چشم زدن بيدلى در خاك و خون افكندى . تيغ برّان بر سپهر رزمگاه از هر پيكرى دو پيكر طلوع دادى و از صدمهء تفنگ مرگ آهنگ در هر زمان هزار خونين جگر بر يكديگر فتادى ، نظم :
به خون ريختن تيز شد تيغها * برآمد ز درياى خون ميغها
دم تيغ در فرقها كرده جوى * دليران از آن جويها شسته روى
ز سرها كه افتاده بر خاك راه * سر از خاك بر كرده يك حشرگاه
ز كشته فتاده هزار انجمن * نه تابوت و نه نوحهگر ، نه كفن
از حضّار آن معركه استماع افتاد كه اگر جلال خان متوجّه انتزاع كنار آب نمىگرديد و به همان حدّت و سرعت كه در مرتبهء اوّل به سمت سپاه فيروزى دستگاه روى آورده بود متوجّه مضمار كارزار مىبود در صدمه نخست مجموع سپاه قزلباش روى به وادى فرار مىگذاشتند ، امّا چون متوجّه انتزاع آب گرديد و معركهء رزم منعقد گشت نور محمّد خان بنا بر مواضعهء آتاليق خويش با پنج هزار سوار روى به وادى فرار آورده از مواشى و مراعى و اموال خراسانيان ، كه غنيمت گرفته بودند ، آنچه مقدورشان بود پيش گرفته سر خويش گرفتند و از اين جهت قزلباش دل يافته از سر اجتهاد تمام متوجّه كارزار گرديدند .
جلال خان چون ثبات و قرار مبارزان قزلباش ملاحظه نمود [ 294 ب ] بهادران جنود خود ، آنانى را كه بر ايشان وثوقى تمام حاصل داشت و مكرّرا در معارك رزم آزموده بود ، طلب داشت و ستورانى كه از تردّد و دويدن اثر ضعف بر ايشان طارى گشته به مراكب آسوده و توانا بدل نمود . آنگاه با هفت هزار سوار بر اين نهج كه مختارش بود متوجّه صف سپاه قزلباش گرديده به مثابهاى كه اگر كوه البرز وجودى در صدمهء ايشان فتادى صفت
هَباءً مَنْثُوراً
« 1 » گرفتى و اگر بحر اخضر در گذارشان واقع شدى به اطراف مايل گشته
هامش
( 1 ) - فرقان / آيهء 25 .