ميمنت آيت سپاهى جمع گرديد كه ساحت زمانه از حمل آن به ستوه آمد . آنگاه با آن جنود نامعدود به هنگامى كه از دستبرد سپاه ذى حشم ناميه ناميد در زواياى اعتكاف منزل گرفته عالميان به قبلهء زردشت توجّه نمودند عساكر نصرت فرجام بر سمت معسكر مخالفان عنان عزيمت معطوف گردانيدند . چون كنار ارس مضرب خيام سپاه نصرت انجام گرديد در انتظار سپاه آذربايجان ، كه امير خان سرخيل آن جنود بود ، چند روزى اقامت نمودند . از شدّت برودت هوا آب به مثابهاى انجماد پذيرفته بود كه جريان سفاين و زوارق بر وادى ارس و كر ممكن نبود . از اين جهت نيز عبور مدّتى در عهدهء تعويق افتاده و بالاخره به عرض رسانيدند كه از فراز يخ عبرهء جنود ظفر ورود ممكن است و در زمان سابق بر زبر و فراز يخ عبور نمودهاند . چون جنود ظفر ورود آذربايجان به اردوى كيهانپوى ملحق گرديدند جهت عبره نمودن جمال و خيول نمد و گليم بسيار سرتاسر رودخانه مبسوط گردانيده بر فراز آن تمامى سپاه رزمخواه عبور نموده در آن طرف آب منزل گرفتند . بعد از آن كوچ بر كوچ بر صوب شيروان لواى سرعت و اقتدار برافراشته از معبر جواد به استعانت جسر عبور فرمودند .
سپاه تاتار چون بر توجّه عساكر منصوره اطّلاع حاصل نمودند به عدّهء خويش مغرور گشته از فرار عار داشتند و ايضا محلى بر توجّه سپاه نصرت دستگاه استشعار يافتند كه اگر بالفرض فرار [ 297 ب ] اختيار مىنمودند از پيش بادپايان صبارفتار قزلباش امكان سلامت نداشتند . بالاخره در موضعى كه مختارشان بود لشكرگاه تعيين نموده بر عزيمت محاربه توقيف نمودند .
پادشاه مؤيّد و مهد عليا به صوابديد اعيان حضرت بعد از عبور از آب كر و ارس بر ارادهء فاسدهء مخالفان آگاه گشته امراى عظام را طلب فرمودند و به عرض سپاه امر نمودند . سى هزار سوار نيزهگذار دواسبه ، كه هريك در روز كارزار با صد تاتار از مقابله عار داشتند ، در ظلّ رايت ميمنت آيت پادشاه قزلباش لواى مردانگى برافراشتند . متجنّدهء شيروان ، كه از اطراف به اردوى جهانپوى ملحق گشته بودند ايشان نيز هفت هشت هزار سوار بودند ، به سردارى ارس خان روملو با بعضى از سپاه رزمخواه بعنوان مقدمهء لشكر ظفراثر به طرف مخالفان در اهتزاز آمدند . بعد از عرض سپاه عساكر نصرت دستگاه رايت سپهر آيت ارتفاع داده به صوب معسكر مخالفان در حركت آمدند و در هيچ مقام توقّف ننموده كوچ بر كوچ در طىّ مسافت مبالغه نمودند و به طنطنه و آيين بر سر مخالفان عنانريز روان گشتند كه از مشاهدهء آن تزلزل در اركان ثباتشان پديد آمد . القصّه آن سپاه گران در برابر مخالفان اطنبهء خيام و سكون به اوتاد خلود مربوط گردانيد .
چون تمامى خيام نصرت فرجام ارتفاع پذيرفت عالمى در زير خيام مشاهد آن
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 601
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٦٠١