تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
اموال و مراعى و مواشى بيرون از حدّ و عدّ جمع آورده از راه رخ به چمن زاوه نزول نمود . اراده از نزول در اين مقام آن بود كه از راه سرخس به مرو [ 292 الف ] مراجعت نمايد و اين اموال بيكران بر آن صوب رساند . در تضاعف اين داروگير غيرت و حميّت جوانمردى مرتضى قلى خان پرناك والى مشهد مقدّس ، را از جاى برانگيخته نتوانست كه به اغماض و مسامحه بگذراند . در باب اين حادثه سادات و اعيان و سران سپاه و ريش سفيدان خويش را كه در مشهد مقدّس اقامت داشتند طلب داشته قرعهء مشورت بر صحايف خواطر ايشان كشيد . آن گروه قاطبة مرتضى قلى خان را از خروج مانع آمده فرمودند : « كه جلال خان پادشاه است و در ازاى پادشاه نيز پادشاه سزاوار است . با اين حال بيست هزار سوار نامدار كار ديده در ركاب وى مرافقند و در تمام ولايت خراسان بعد از كوشش بسيار پنج شش هزار سوار سپاهى اجتماع مىتوانند نمود . با اين استعداد چگونه ممكن تواند بود كه به خروج مبادرت نمايند . اولى آن كه در محافظت شهر كوشيده نام خروج بر زبان نياورند و حقيقت به درگاه جهان‌پناه عرضه دارند تا امر جهان‌مطاع در اين باب چگونه به نفاذ مقرون گردد . » از نوادر اتّفاقات آن كه در آن وقت ولى خان استاجلو ، كه ولايت خواف به اقطاع وى مقرّر بود ، به حكم لازم الامتثال پادشاه مؤيّد از ولايت خواف معزول گشته به امارت مملكت استرآباد منصوب بود . در اثناى عزيمت به ولايت استرآباد به طواف ملايك‌مطاف امام علىّ بن موسى الرضا - عليه السّلام - مشرّف گرديد كه بعد از اداى مراسم زيارت به ولايت مقطوعهء خويش توجّه نمايد . در آن زمان جلال خان وارد مملكت خراسان گشته و مرتضى قلى خان بعد از تقديم مشورت با سادات و اعيان مشهد با آن جناب نيز ملاقات نموده از رأى وى در باب محاربه و عدم محاربه با جلال خان استكشاف نمود . آن صوفى صافى طويّت طرف محاربه ترجيح داده فرمود كه : « در خراسان هفت هزار سوار نامدار قزلباش اجتماع مىتوانند نمود و از سپاهى خراسان نيز سه چهار هزار مرد محارب موجودند ، اولى آن كه با اين سپاه طريق مراجعت بر جنود [ 292 ب ] اوزبك مسدود داريم و نگذاريم كه اين اموال بيكران از خراسان بيرون برند ؛ چه ، فتح و غلبه در مشيّت پروردگار است و كميّت سپاه را در محاربه به مدلول آيهء كريمهء
كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
« 1 » دخلى نيست . اغلب آن است كه چون جلال خان از اجتماع سپاه قزلباش اطّلاع يابد بر محاربه اقدام ننمايد ، بواسطهء آن كه جنود اوزبك جهت جمع آوردن اموال تردّد بسيار نموده‌اند و مراكب ايشان اكثرا از تردّد
هامش
( 1 ) - بقره / آيه 250
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 593 | ميرزا بيگ جنابدى