بازماندهاند و عمده سپاه ايشان نيز جهت ضبط جهات و اموال پراكنده گشتهاند . بر هر تقديرى كه بر حرب اقدام نمايند مغلوب مطلق مىگردند » .
مرتضى قلى خان را تدبير صايب ولى خان موافق طبع افتاده بر جودت انديشه و تدبيرش آفرين آورد . پس به استصواب وى مسرعان به احضار امرايى كه در ولايت خراسان به فرمانفرمايى اشتغال داشتند ارسال گردانيد . از آن جمله قاصدى به قباد خان قاجار والى سبزوار ، و ديگرى به اوغلان بوداق چگنى حاكم اسفراين ارسال داشت .
همچنين به ديگر امرا ، كه مدد ايشان ممكن بود ، قاصد ارسال نموده آنگاه به اتّفاق ولى خان به تجهيز سپاه پرداخت و در اندك زمان سه هزار سوار از ملازمان خاصّهء خويش و قورچيانى كه از سركار فيض آثار مواجب و ادارشان معيّن بود سامان داده يراق و اسب كارى بديشان اعطا فرمودند . با ولى خان نيز پانصد سوار استاجلو مرافق بودند . از كهپايه و توابع مشهد مقدّس نيز قريب به هزار و پانصد سوار ديگر به ايشان ملحق گرديد .
با اين پنج هزار سوار از در كارزار آن دو خان پرشكوه به مثابهء دريا و كوه بر سمت طريق جلال خان رايت جلادت برافراختند و نخست جبين اخلاص بر سدّهء كعبه مرتبهء امام واجب الاحترام سوده از روحانيّت مطهّرش استمداد نمودند . بعد به جهت تيمّن رايتى از رايات آن آستان عرش مكان برداشته در ظلّ آن [ 293 الف ] همّت بر دفع مخالفان گماشته اعنهء شجاعت و دلاورى به آن طرف معطوف گردانيدند و به خاطر قرار دادند كه تا مواجهه شدن هر دو سپاه قباد خان و اوغلان بوداق نيز به سپاه ايشان ملحق خواهد گرديد . بعد از طىّ مراحل در عشقآباد و فراهجرد ( 202 ) رايت سپهر آيت امام همام به ذروهء فلك بهرام برافراشتند و جهت اطّلاع بر مقام مخالفان موازى سيصد مبارز كينهگزار ، كه هريك با صد بهادر دم از مساوات زدندى ، تعيين نمودند . آن نامداران بر آن عزيمت عنان تهوّر به مركبان سپرده به جست و جوى مقام مخالفان در تكوپوى افتادند .
از آن جانب جلال خان در چمن زاوه با آن اموال و مراعى و مواشى بيكران بر توجّه سپاه و اجتماع جنود قزلباش اطّلاع يافته جنود خويش را جمع نمود و از رأى ايشان استكشاف فرمود . از جمله اعيان آن سپاه آتاليق نور محمّد خان بن ايلخان بن دين محمّد خان ، برادرزادهء جلال خان ، بود كه آتاليق وى عمدهء سپاه بودند و بر پنج هزار سوار كماندار سردار و با جلال خان در طريق معادات طىّ وادى نفاق مىنمود و بر حسب روزگار به مواسا و مدارا با وى مىگذرانيد . رأى نور محمّد خان چنان تقاضا نمود كه مرتكب محاربهء قزلباش نگردند و با آن اموال بيكران به سمت مرو لواى توجّه برافرازند و اگر قزلباش بر ردّ اموال ايشان اقبال نمايد به قدر توان در مدافعه كوشند و الّا همچنان به
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 594
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٩٤