تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
جهاندارى متمكّن گرديد ، رأى و تدبير وى چنين متقاضى گشت كه شاهزادگان عالىمقدار ، [ 285 الف ] يعنى اخوان نامدار خود را جمله از حليهء حيات و زندگانى عارى گرداند و اين بىدولتى را وسيلهء دوام ايّام دولت شناخت ؛ چه ، هريك از شاهزادگان و اخوان را هواى سلطنت و جهاندارى موروثى و مكنتى در ضمير كيميا تأثير راسخ و غالب مىدانست و هريك از سلاطين ذى شوكت را كه صاحب ايل و اويماقى عظيم بودند و به آن شاهزادگان نامى نيز قرابتى سببى حاصل ، بدين سبب ممكن نمىدانست كه به هواى سلطنت از يكى يا از جملهء آن جماعت فساد و فتنه‌اى ناشى نگردد . بناء على ذلك مرتكب قتل شاهزادگان بىگناه گشته ، آنانى كه در دار السّلطنهء قزوين اقامت داشتند ، چون سلطان سليمان ميرزا ، سلطان محمود ميرزا ، سلطان مصطفى ميرزا و سلطان حسن ميرزا ، چشمهء حيات و زندگانى ايشان را از صرصر جور و اعتساف به خاك بىمروّتى و نامردى انباشته در خفيه هلاكشان گردانيد . و ديگر شاهزادگانى كه در محال قريب و بعيد بودند ، قورچيان بهرام صولت معيّن گردانيد كه هريك محمول سفال پاره يا سنگ‌ريزه به جاى رقم قتل بدان محلّ رفته ؛ مقرّر بر آنكه آنان كه در حداثت سن و مرضعه بودند از نور ديده عارى سازند و آنان كه از رضاع گذشته باشند هلاكشان گردانند . سلطان احمد ميرزا و سلطان على ميرزا در گنجه اقامت داشتند . سلطان على ميرزا بواسطهء آنكه مرضعه بود مكحول گشت و سلطان احمد ميرزا چون از رضاع گذشته بود هلاك گشت . امام‌قلى ميرزا در لاهيجان گيلان مقيم بود . وى را نيز به ارسال يكى از يساولان ذنب كردار هلاك گردانيد . نوّاب كامياب سپهر ركاب سلطان محمّد ميرزا كه اكبر اولاد پادشاه غفران دثار بود ، به تقدير ملك قدير مكفوف البصر گشت و به فرمان والى مغفور در مملكت فارس و تخت سليمان به دارايى اشتغال داشت . جهت اهلاك و اعدام حيات آن پادشاه مؤيّد قورچى معين گرديد و در اثناى طريق اجل پادشاه جليل شاه اسماعيل رسيده ، روزنامهء عمرش به خاتمه رسيد . همان قورچى كه جهت قتل آن پادشاه معين بود ، تهنيت خلافت و قائم‌مقامى به وى رسانيد . استخلاص وى از مساعدت وقت مأمول است . [ 285 ب ] و از جمله احفاد امجاد سلطان حمزه ميرزا بن شاه سلطان محمّد در خدمت والد بزرگوار در دار الفضل شيراز اقامت داشتند و پادشاه مؤيّد من عند اللّه شاه عباس بن شاه سلطان محمّد ، خلّد اللّه ملكه و سلطانه ، كه خياطان قضا و قدر تشريف خاص جهانبانى بر قامت قابليّت سرو بوستان كامرانى دوخته در عهدهء « الامور مرهونة باوقاتها » گذاشتند ،