تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
مستعصمى و مير على كاتب و مولانا سلطان على مشهدى و مولانا درويش مشهدى و كتب نفيسهء منظوم و منثور و ظروف چينى فغفورى و ديگر تنسوقات عالى كه بر حسب خواهش طبيعت خويش در مدّت العمر جمع آورده و مخزون داشته است . اوّل مذكورات را به تصرّف درآور آنگاه از حياتش برى گردان . » آن قورچى منكر بر حسب فرمان پادشاه دادگر چون بلاى ناگهانى به منزل نوّاب ميرزايى روان گشته چون در آن مقام نزول فرمود و مدلول حكم جارى ادا نمود ، طالب مخزونات گرديد . امّا همشيرهء اعيانى پادشاه جهان كه در حبالهء نكاح ميرزايى بود چون بر مضمون حكم قضا امضا مطّلع گرديد بر نقيض فرمان در حال ماتم و شيون در گرفته ، نخست جواهر نفيسه را به استعانت سنگ سماق شكسته مثاب آن را به مستراح ريخت و خطوط استادان را با كتب نفيسه مجموع را در آب انغماس داده چندان مالش داد كه اثرش زايل گرديد ، و ظروف [ 286 ب ] چينى را چون دل حاجتيان بر يكديگر شكسته چندان بيخودى و فزع نموده كه غشىّ بر وى تارى گرديده مدهوش گشت و تا حالت افاقهء وى سلطان ابراهيم ميرزا از لباس چون لباس هستى عريان گشته در حوضى كه در آن منزل احداث داده بود غسلى فرمود و بر كنار حوض مصلائى گسترانيده قطيفه‌اى و لنگى فرمودند و بر دوش و كتف پيچيده بر زبر مصلى دو ركعت نماز ادا فرمود و همچنان مستقبل قبله زبان به نفرين گشوده مترصّد قتل بايستاد . آنگاه آن قورچى كه به قتلش مأمور بود چون علت فجاء به زه كمان قبض روح همايونش نموده در ساعت 5 مراجعت فرمود و عالمى را به آتش تأسّف و تحسّر سوخته بر خاكستر اندوه نشانيد . و بدين قياس بديع الزمان ميرزا و سلطان حسين ميرزا ابناى بهرام ميرزا به ارسال قورچيان ذنب آثار به دار القرار قرار گرفتند . منقول است كه سلطان حسين ميرزا قبل از آنكه قاتل بر قتلش اقدام نمايد سمّى جانگداز خورده ، به آن سبب از جهان گذران درگذشت و فرزندان سلطان حسين ميرزا ، مظفّر حسين ميرزا و رستم ميرزا در ولايت زمين داور كه اقطاع والد بزرگوارش بود بواسطهء بعد مسافت و حلول اجل پادشاه از اين مهلكه امان يافتند . و الحال كه شهور ثمان و عشرين و الف [ ه 1028 ق / 1618 م ] است رستم ميرزا در دار الملك هند در ملازمت سلطان سليم بن اكبر پادشاه به سر مىبرند ؛ چه ، در فترت خراسان از تعدّى اوزبكيّه رخت امنيّت به آن ولايت كشيده بود ، اللّه يحكم ما يريد .