حاصل فرمود ، ستر عظمى و مهد عليا پرىخان خانم را بر تسكين اين نايرهء عظمى محمدت گفته بر عقل و تدبيرش [ 284 الف ] آفرين فرمود و به دستور رياست اشتغال حرم محترم خود را ، بلكه اكثر مهام عظام امور خلافت به رأى و رؤيت هميونش متعلّق گردانيد و انطفاى اشتعال اين فساد را از شواهد اقبال هميون و دولت روز افزون خويش دانست و به اداى شكر واهب المواهب رطب اللسان و عذب البيان مىبود و در ارتكاب اين انديشهء فساد پيشه حسن بيگ يوزباشى و اويماق استاجلو را به اخذ و معاتب مشمول نگردانيده عفو و اغماض شيوهء مرضيهء خويش دانست .
بعد از قرار و استقرار خلافت و جلوس بر سرير سلطنت خواقين و امراى ذى شوكت و خلفا و ريش سفيدان و يوزباشيان درگاه عرش آشيان يكانيكان را طلب داشته به عواطف خسروانه مستمال و اميدوار گردانيد . از آن جمله امير خان ثانى موصلو را كه از راه نسب خال بود به رتبهء ارجمند وكالت سر عزّتش به اعلى عليّين رسانيده حلّ و عقد و قبض و بسط امور درگاه كعبه اشتباه را به رأى و رؤيت وى منوط و مربوط داشت و ايماق تركمان را بر ساير اويماقات تفوّق و تسلّط داده هريك اويماق ديگر را به مناصب مناسب سرافراز گردانيد و وزارت ديوان اعلى را به ميرزاى مخدوم شريفى ( كه معلّم خاصّه هميون بود - ) « 1 » مفوّض داشت و بىاراده و وقوف آن جناب هيچ امرى مقرون به نفاذ نمىداشت و در خدمتش تا زمان خلافت به استفاده و تعليم علوم مشغول بوده .
مبدعاتى كه از آن پادشاه مقهور بخلاف آبا و اجداد عظام كرام به منصّهء ظهور رسيده ، جمله از اضلال وى منتشى مىدانستند . و همچنين مناصب عاليهء هريك از امراى نامدار و قورچيان ذوى الاقتدار قرار يافته ، مهمّات درگاه عرش اشتباه بر نهجى مناسب انتظام پذيرفت ، امّا قرار مهمّات ممالك و تعيين ولات ولايات دور و نزديك و امور سرحدّ و ثغور هريك از مساعدت وقت مأمول است ، ان شاء اللّه العزيز .
هامش
( 1 ) - د : مطلب بين ( ) را ندارد .