تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧

132 صفير كشيدن عندليب خامهء عنبرين عمامه بر زبان صرير در وزيدن صرصر نااميدى در بوستان حيات اولاد امجاد و احفاد [ 284 ب ] پادشاه ، يعنى به قتل رسيدن شاهزادگان بىگناه از مهبّ فرمان پادشاه جليل شاه اسماعيل ثانى .

پادشاه جليل شاه اسماعيل ثانى بر سرير فرماندهى در اوايل سنهء اربع و ثمانين و تسعمائة [ 984 / 1576 م ] چون آفتاب بر سپهر برين صعود فرمود و از باس و بيم سطوت و سياستش امراى عظام و وزراى عاليمقام و صدور ذوى الاحترام و قورچيان با احتشام و ساير ايستادگان درگاه عرش اشتباه را رعب و هراس بر ضماير استيلا يافته ، احدى را ياراى آن نبود كه بخلاف آداب و قاعده‌اى كه مرضى طبع هميونش باشد امرى ديگر به خاطر بگذرانند ، و به غايت دوست‌داشتنى كه سپاهى و رعيّتى از وى ترسان و هراسان باشند . چون بار عام دادى ، غضبان نشستى و بر اندك خطا عقوبتى بسيار فرمودى و همگى همّت و الا بر انتظام ممالك و رفاهيت كافهء برايا و عامهء خلايق و ايمنى شوارع و مسالك مصروف داشته ، مناصب بسيار فرمودى به كسانى كه از عهدهء آن كما ينبغى توانستندى برآمد . حكّام عدالت شعار بر ممالك نصب فرموده ايشان را به حسن سلوك و عدم ميل و اعتساف ترغيب نمودى . عمّال ديوانى بر مهمّات گماشت كه از غضب الهى و سخط پادشاهى انديشناك بودند و در امور سانحه به رأى خويش عمل نموده از صلاح و مشورت اركان دولت مجتنب مىبودند . منهيان جهت ايصال اخبار از سلوك و مقالات امرا و حكام هر ديار تعيين فرمودى . و چون به سياست و قتل شخصى امر فرمودى ، يكى از يساولان بهرام صولت را ارسال داشتى و به جاى رقم و فرمان قضا نظام ، سنگ‌ريزه و يا سفال پاره‌اى مصحوب وى گردانيدى . بالجمله جهت دوام خلافت و پادشاهى خويش مرتكب امور ناشايست گشتى كه منافى مروّت و ديندارى و معدلت و جهاندارى بود . از آن جمله قتل اولاد امجاد و احفاد و اقرباى پادشاه غفران دثار و اخوان كامگار خويش بود . چنان كه چون بر سرير خلافت و