پادشاهى و وصيّت قائممقامى قيام نموده كيفيّت انتقال شاه مبرور را و وصيّت نمودن به قائممقامى بر سبيل براعت تقرير نمود و در حال گذرانيد كه « در طى طريق سرعت و استعجال فرموده به پرسش قيام ننمايند و زود قدم در طى طريق فرمايند كه اشخاص فتنه و فساد در زواياى اعتزال مترصّد زمانى اين چنيناند . »
پادشاه جليل شاه اسماعيل ثانى بعد از تحقيق اين مقدّمه ، بر مركب استعجال به صوب دار السّلطنهء قزوين از صبا و شمال سرعت استعاره نموده ، رايت عزيمت برافراخت . و چون در قلعهء قهقهه به مؤانست و صحبت پادشاه گيلان كازكياخان احمد مأنوس و مألوف بود ، آن جناب را نيز به رفاقت خويش همعنان گردانيد .
امّا بعد از ارتحال پادشاه غفران دثار و قبل از ورود پادشاه جليل شاه اسماعيل به دار السّلطنة قزوين فسادگونهاى به ظهور آمد . كيفيّت واقعه آنكه حسن بيگ يوزباشى استاجلو كه در ميان قزلباش لواى اشتهار مىافراشت و به منصب للهگى شاهزادهء كريم الاخلاق سلطان حيدر ميرزا بن شاه طهماسب نيز رايت مباهات به سپهر دوّار مىرسانيد ، اراده نموده بود كه شاهزادهء والاگهر را بر سرير خلافت متمكّن گرداند ، تا بدين وسيله [ 1283 الف ] ركن الدّولة و فرمانفرماى اين دولت ابدى باشد و بر ساير اويماقات نيز تسلّط و تفوّق داشته فيصل مهمّات پادشاهى از طرف وى باشد .
و بدين عزيمت به اعلان اين مطلب مبادرت نموده با جمعى كثير از اويماق استاجلو به عتبهء كعبه مرتبهء دولتخانهء صفويه اقامت نمود و همگى همّت بر آن مصروف گردانيد كه شاهزادهء عالىمقدار سلطان حيدر ميرزا را به دست آورده بر سرير خلافت نشاند و شاه اسماعيل را از دخول به مستقر جلال مانع آيد ، بلكه به صرصر هيجا انطفاى شعلهء حيات وى را از اهمّ مهمّات داند . سلطان حيدر ميرزا نيز اين واقعه را از امارات و شواهد خويش دانسته ، اراده داشت كه به آن جماعت پيوندد و ابواب فتنه و فساد بر روى احوال روزگار مفتوح گرداند .
مهد عليا و خدر معلى پرىخان خانم رعايت وصيّت پادشاه غفران پناه ملحوظ نظر اعتبار داشته ، به زلال تدبير صايب اشتعال نواير اين فساد را كه سر به كرهء اثير رسانيده بود انطفا بخشيد و سلطان حيدر را از خروج حرم محترم مانع گشته خدمه و پاسداران حرم محترم را به اخذ و قيد شاهزاده مأمور گردانيد . آنگاه يكى از اعيان و ريش سفيدان درگاه عرش اشتباه را نزد حسن بيگ فرستاده وى را به ترك اين فساد كه خلاف رأى جمهور سپاه و وصايت پادشاه مبرور است - نصيحت فرموده ، مطلب عاليهاش آن بود كه
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٧٤