راه فرار پيش گرفته با اعيان دولتخواهان تكلو به قصبهء غوريان - كه به تيول صافى ولى سلطان روملو مقرّر بود - فرار نمودند ؛ بدان نيّت كه به اردوى امرائى كه متوجّه دفع قزّاق خاناند داخل گردند و اظهار دولتخواهى خويش نمايند .
قزّاق خان بعد از فرار اخوان ، ولد خويش جعفر بيگ را با برادرى ديگر حسينقلى بيگ و چهار هزار سوار از عقب اخوان مخالف فرستاد تا هر كجا بر ايشان ملحق گردند بر هيچيك از ايشان ابقا ننمايند . جعفر بيگ و حسينقلى بيگ با آن سپاه روسياه از عقب اعمام و اخوان در سرعت طى مسافت مبالغه نموده در ظاهر غوريان آن دو سپاه سياه و سفيد را چون ليالى زمستان بر نهار تلاقى رخ نمود . مصطفى بيگ و اخوان شكستى فاحش يافته ، مسيّب بيگ و احمد بيگ با بعضى از اعيان آقايان به قيد اسار گرفتار گرديدند و مصطفى بيگ با بقيّة السّيف خود را به قلعهء كوسويه كه نشيمن صافى ولى سلطان بود رسانيده ، از آن گرداب بلا نجات يافت .
جعفر بيگ و حسينقلى بيگ مظفّر و منصور مسيّب بيگ و احمد بيگ را با ساير گرفتاران به قيد اسر بسته به هرات معاودت فرمودند و چون به نظر سياست اثر قزّاق خان رسانيدند ، نوّاب خانى از زلّات برادران تجاوز نموده از سر قتل ايشان درگذشت ، امّا محبوسشان گردانيد و مرتبهء ديگر حسينقلى بيگ و حسين خان بيگ نامى را از اعيان آقايان با چهار هزار سوار ديگر به كوسويه ارسال گردانيد كه مصطفى بيگ و ساير هزيمتيان را از صافى ولى سلطان طلب دارند و اگر در تسليم به غدرى متمسّك گردند شاء ام ابى ايشان را به چنگ آورده به سلاسل و اغلال مقيّد سازند . [ 268 الف ]
حسينقلى بيگ باز بر حسب فرمان قزّاق خان با آن سپاه سياه در رفتن مسارعت ورزيد . چون به حوالى كوسويه نزول نمود از طرف باخرز اثر مقدّمهء سپاه فيروزى دستگاه امراى عظام ظاهر گشت . ولى خليفه شاملو و خليل سلطان سدّ راه ايشان گرديد و مصطفى بيگ با صافى ولى سلطان از قلعه بيرون آمده به مقدّمه الجيش ملحق گشتند .
سپاه روسياه قزّاق خان بالضّروره ساعتى به عزم رزم صفآرايى به عمل آوردند و مسرعى بر جناح استعجال نزد قزّاق خان فرستاده از ورود جنود عراق وى را آگاه گردانيده معروض داشتند كه « در برابر اين جماعت به تعبيهء لشكر پرداختهايم . آن حضرت نيز با تعبيهء سپاه خويش خود را به مدد اين گروه رساند ، و الّا آنچه مقتضى وقت باشد به عمل آورند . »
و بعد از ارسال آن قاصد ساعتى بازار محاربه گرم گشته مبارزان از طرفين چون شب و روز بر يكديگر آويختند و پس از اندك زمانى نور بر ظلمت غالب گشته ، شكستى فاحش به جنود هرات راه يافته ، جمعى كثير قتيل و اسير گرديدند و بقيّة السّيف راه گريز قرار
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 563
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٦٣