129 سوق كلام در توجّه عبد اللّه سلطان بن اسكندر خان به خراسان و محاصره نمودن شاهزادهء كامياب سلطان محمّد ميرزا در قلعهء تربت و . . .
قتل و قهر قزّاق خان بر نهج مسطور چون مسموع بارگاه جلال گشت پادشاه همايون فال بر تيسير اين فتح مقرون به اقبال محامد كريم متعال اشتغال نموده صلات نذورات به مستحقان رسانيد ؛ چه ، مدتى مديد از راه تدبير و انديشهء صايب در دفع عصيان قزّاق خان اوقات با بركات مصروف داشت و از شجاعتش انديشهمند مىبودند .
القصّه ، پس از رفع اقتدار وى در باب حراست و ضبط و ربط آن ولايات خاطر [ 269 الف ] مهر تنوير سحاب انديشه متقاطر گردانيده حاكمى صاحب اقتدار طلب مىداشتند كه به اصابت رأى و صفت عدالت و شجاعت موصوف باشد تا از اثر رأى عالم آرايش اطراف ولايات خراسان را وجود مفسدان پرداخته گشته خللى به انتظام مهام ممالك راه نيابد ، و از يمن عدالت و رعيتپرورىاش رعايا و فرق برايا در مهاد امنوامان غنوده به زراعت و عمارت خويش قيام نمايند و از صيت شجاعت و حميّتش مخالفان قريب و بعيد انديشيدمند بوده ارادهء نهب و تاراج مسلمانان به خاطر راه ندهند . و بدين صفات شاهقلى سلطان يكان را متّصف دانسته ، از مصدر جلال فرمان قضا امضا به منصب وى صادر گشته از ولايت چخورسعد به دار السّلطنهء قزوينش طلب فرمودند و منشور ايالت خراسان و للهگى شاهزادهء عالميان كه به طريق محمّد خان تكلو والى دار السّلطنهء هرات بود رتق و فتق و حلّ و عقد امور و انتظام مملكت خراسان به وى متعلّق باشد مرقوم قلم عواطف خسروانه گردانيدند و مقرّر گشت كه ولات خراسان حسبالاستدعاى والى هرات هر اتّفاقى كه حادث شود حاضر گردند و اوامر و نواهى وى را مطيع و منقاد باشند و امرايى كه اقطاعشان قريب به دار السّلطنهء هرات باشد ، چون : حاكم غوريان و كوسويه و خواف و باخرز و اسفزار و غيرهم همواره در دار السّلطنهء هرات اقامت ورزيده ، احيانا بر طريق عبور به موانع مقطوعهء خويش مرورى مىنموده باشند .
و چون فرمان قضا جريان حسب المسطور به توقيع وقيع مزيّن گرديد ، در شهور اربع و سبعين و تسعمائه [ - 974 ] شاهزادهء كامگار ابو الغالب سلطان محمّد ميرزا و سلطان معدلتاياب شاهقلى يكان استاجلو رايت عزيمت به صوب خراسان برافراشتند . در آن