تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
مقرون گردد لشكر قزلباش و اخوانش با وى مرافقت و موافقت نخواهند ورزيد . و اين معنى در خاطر غدر مآثر تصميم داده بنابراين رأى وى بر آن قرار گرفته بود كه مماليك و عبيد هنديه ابتياع نموده تربيت نمايد و آداب سپاهيگرى و مسلّح شدن و سوارى بديشان بياموزند و اعتماد مدار كار دولت خويش بدان جماعت متعلق دارد . بر طريق اين اراده دو هزار غلام هندى ابتياع نمود و اكثر مهمّات و مناصب كه از رسوم و عادات سلاطين نافذ فرمان است بدان جماعت مرجوع داشته ، دست ايشان را در جميع مهام ملكى و مالى قوى گردانيد . چنانچه تسلّط آن جماعت بر فرق برايا در آن وقت به نوعى بود كه احدى را از اشراف و اعيان ترك و تاجيك ياراى آن نبود كه به خلاف ارادهء مطلب ايشان كارى به فيصل مقرون سازند و همواره مجلس وى [ 266 الف ] به آن جماعت كريه منظر مشحون مىبود و مقدّم بر همهء اعيان و اقاصى از قزلباشيّه و رعايا مىنشسته‌اند . و قزّاق خان مدّتى مديد اين انديشهء فساد پيشه و اين استقلال مقرون به و بال در خاطر نهان داشته و اعلان كلمهء عصيان مبادرت نمىنمود و انتهاز فرصت مىداشت كه اگر در تصرّف و سلب اختيار وى مبالغه نمايند بر مركب استنكاف برآمده از بيم غضب طريق مجانيت و مباعدت اختيار فرمايد . امّا پادشاه دادا راى بر انديشهء فسادپيشهء وى اطّلاع يافته از راه تدبير صايب به دفع طغيان و عصيانش مىپرداخت : نظم :
ميسّر گردد ار كارت به تدبير * مرنجان دست و بازو را به شمشير
بسا تدبير و راى صايب‌انديش * كه بردارد هزاران عقده از پيش
به رأيى عالمى را بشكنى پشت * به شمشيرى يكى تا صد توان كشت
و نخست احكام مطاعه مشتمل بر استمالت و عاطفت خسروانه به اسم هريك از اخوان و اقرباى وى حتّى به اهل حرم و خدمه‌اش مرقوم كلك مرحمت و شفقت فرموده ، در آن احكام قيد فرمودند كه « قزّاق خان را ديو غرور از راه برده خيال باطل سركشى در ضمير قصيرش جاى گرفته گمان مىبرد كه با وجود اين دولت ابد قرين از عهدهء اين انديشهء باطل بيرون خواهد آمد . و چون والد وى را حقّ خدمت در ذمّهء اين دولت ابدى قرين ثابت است ، بنابراين بر سياست وى اقدام نمىرود كه شايد به هدايت هادى توفيق از جادّهء خطا به طريق صواب ميل نمايد . پس بر هريك از شما احقاق خدمت قديم واجب است كه زبان به نصايح وى گشوده ، چنان نمائيد كه از طريق طغيان به صراط مستقيم اطاعت و عبوديت ما ميل نمايد . و اگر چنانچه بر اضلال و غرور اصرار نمايد و از نصايح متنبّه نگردد ، هريك از شما كه در دفع فساد و سركشى وى بر ديگرى سبقت