تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
قزّاق خان را از مسند سركشى و غرور بر خاك مذلّت و فتور اندازند و بعد از آن حقيقت حال به درگاه جهان‌پناه عرضه دارند تا حاكمى [ 267 الف ] صاحب وجود جهت خراسان معيّن گردد . فرمان واجب الاتباع مصحوب يكى از قورچيان به شاهزادگان عالىمكان و نوّاب سيّد معصوم خان رسيده ، آن دو نامدار بر حسب فرمان پادشاه كامگار به احضار متجنّدهء خراسان مسرعان به اطراف و حدود منتشر گردانيدند و در اندك زمان سپاهى فراهم آمد كه ساحت خراسان از حمل آن به ستوه آمد . آنگاه در ساعتى مختار آن سپاه بيشمار متوجّه دار السّلطنة هرات گرديد . امّا اخوان قزّاق خان : مصطفى بيگ ، مسيّب بيگ و احمد بيگ چون بر توجّه جنود سعادت ورود قزلباش اطّلاع حاصل نمودند ، ارادهء ايشان متعلّق بر آن گشت كه قبل از تسلّط و اقتدار بيگانگان ، قزّاق خان را گرفته به درگاه جهان‌پناه برند تا بعد از رفع عصيان وى حكومت هرات به ديگرى منتقل نگردد . و بدين نيّت جمعيتى نموده اعيان آقايان تكلو را بدان مجمع طلبيدند و غشاوهء استتار از روى مطلب خويش گشوده به همگنان اظهار نمودند كه سپاهى گران به دفع قزّاق خان به سردارى سلطان ابراهيم ميرزا و سيّد معصوم خان مقرّر گشته ، عن‌قريب به ظاهر دار السّلطنهء هرات نزول مىنمايد و هيچ شكّ نيست كه بعد از دفع اقتدار وى حكومت هرات به ديگرى منتقل خواهد گرديد . اولى آنكه قبل از نزول ايشان قزّاق خان را مسلوب الاختيار ساخته به درگاه خلايق پناه بريم تا به موجب وعدهء همايون حكومت هرات به يكى از اولاد محمّد خان قرار يابد . اعيان آقايان تكلو و اولاد صغار محمّد خان را رأى و تدبير مصطفى بيگ و مسيّب بيگ پسند افتاد و در اين مقوله با ايشان همداستان گشته ، الّا شرذمه‌اى قليل كه نزد ايشان چنان مرافق مىنمود كه در دفع تسلّط و اقتدار گروه بيگانگان كوشيده نگذارند كه قزّاق خان را به درگاه جهان‌پناه برند . - بالاخره مصطفى بيگ و برادران بر طبق ارادهء خويش و آقايان حوالى منزل قزّاق خان را احاطه نموده ، همّت بر اخذ وى مصروف داشتند . قزّاق خان بر غدر و فكر اخوان آگاه گشته آن مقدار حفظ خويش نمود كه از يمين و يسارش سپاه روسياه هندى به وى اجتماع نموده متوجّه خدمتش [ 267 ب ] گرديدند . در اندك زمان هندوستانى بر درگاهش عيان گشته مجموع با عمودهاى فولاد و تيغ‌هاى هندى مكمل و مسلح ، هريك زبان به لاف گزاف برگشودند . چنانچه مدتى مديد در مجالس و محافل اهل خراسان سخنان لاف‌وگزاف ايشان بر سبيل سخريت نقل مىنمودند . پس از آن قزّاق خان در عمّارى نشسته از منزل بيرون خراميد و در ساعت به اخذ و قيد اخوان امر فرمود . مصطفى بيگ و ساير اخوان چون از مقاومت عاجز بودند ، ناچار
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 562 | ميرزا بيگ جنابدى