مير شهريار انتزاع نمود و عمدهء محافظان را به قتل رسانيد و بقيّة السّيف را كه بر وجود ايشان اثرى مترتّب نبود ، مطلق العنان گذاشته ، در آن قلعه رايت متابعت پادشاه صفوى بارگاه مرتفع گردانيد و رئوس مخالفان را با عريضهاى مشتمل بر تخلّف از اهل سنّت و دست اعتصام در ذيل ولاى ائمهء هدى زدن و مقيم بودن بر جادهء بندگى و ملازمت و ترصّد داشتن رجوع خدمت ، چنان كه به ساير بندگان به وقوع مىانجامد ، به درگاه عرش اشتباه ارسال داشت و از جور و اعتساف على سلطان در مملكت خراسان اشاره در آن عريضه درج نموده محرّك دفع شر فساد و طغيان وى گرديد .
پادشاه ممالك پناه چون از تواتر جرأت و بدگوهرى على سلطان انديشه نمود ، دفع فساد و عصيان وى پيشنهاد همّت والانهمت ساخته فرمان قضا جريان به نفاذ مقرون گردانيد كه امراى عظام كرام سيّد معصوم خان شيخاوند و ولى خليفه شاملوى حاكم قم و خليل سلطان سياه منصور و شاهقلى سلطان والى كرمان و ولات خراسان به اجمعه [ 265 الف ] جمعيّت نموده با سپاه متعلّقهء خود همّت بر دفع على سلطان مصروف دارند و تا وى را به چنگ نياورند يا از مملكت خراسان اخراج نفرمايند بر هيچ امرى اقدام ننمايند .
بنابراين امراى مذكورهء مأموره در سنهء ثلث و سبعين و تسعمائه [ 973 / 1565 م ] به سردارى سيّد معصوم خان با آن سپاه گران به جانب خراسان در حركت مسارعت ورزيده در حينى كه على سلطان به محاصرهء پهلوان قمرى اشتغال داشت قدم در ساحت خراسان نهادند . على سلطان از توجّه امراى كشورستان متردّد خاطر گشته رعب و هراس بر وى مستولى گرديد و در ساعت چون خس و خاشاك از صدمهء سيلاب راه فرار پيش گرفته به جانب مرو توجّه نمود . و بنا بر آنكه امرا به تعاقب وى مأمور نبودند ، بعد از فرار وى همچنان با سپاه به مشهد مقدّس نزول نمودند . ولات خراسان هريك به اقطاع خود توجّه نموده ، باقى امرا كه از درگاه جهانپناه بدان يورش مأمور گشته بودند در آن مرقد مطهّر ، مشهد معطّر ، قشلاق اختيار فرمودند و كيفيت واقعه بر نهج وقوع معروض درگاه فلك اشتباه نمودند .
و مآل حال على سلطان به نوعى است كه به موجب مثل عوام كه حيوانى كه در مزرعه خرابى آموخت بالاخره هم در آن مزرعه به مرتع آخرت و اصل گرديد ، همچنين على سلطان چون معتاد به نهب و تاراج خراسان گرديده بود و هرساله يكمرتبه بر طريق عادت به خراسان عبور مىنمود ، تا بعد از انقضاى دو سال از يورش امراى مأموره ، به تاخت و نهب اموال مشهد مقدّس ميل نموده در آن حوالى والى مشهد مقدّس جمعيّتى فراهم آورده بر اثر وى روان گرديد ، و در آن محاربه مقهور گشته به بئس المهاد شتافت .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٥٨