ميمنت رأى ملكآراى در هيچ طرف از اطراف و اكناف عالم متنفّسى را ياراى آن نماند كه نام خلاف بر زبان راند ، امّا در خراسان از امراى دون پير محمّد خان بن جانى بيگ سلطان والى بلخ و على سلطان - كه سابقا در كنار آب جرجان شمّهاى از افساد وى مذكور گرديد - گاهى بر سبيل نهب و تاراج و راندن مواشى و انعام صحرانشينان خراسان به خراسان آمد و به تعذيب عباد و تخريب بلاد اشتغال مىنمود .
تا آنكه به هدايت همّت پادشاهانه و كرامت امام همام علىّ بن موسى الرضا ، عليه التّحيّة و السّلام ، توفيق رفيق و هادى پير محمّد خان گشته ، اين سرقت و قطع طريق را لايق همّت پادشاهانه ندانست و در حينى كه به اغواى مفسدان تنگ چشم ماوراءالنهر به تاخت و تاراج ايل و احشام حوالى مشهد مقدّس مبادرت نموده بود چون به مضافات آن مقام واجب الاحترام رسيد ، بىآنكه خرابى و تاراجى از وى به فعل آيد ، به نيروى دولت قاهره و كرامت امام همام واجب الاحترام به الكاى خود بازگشته ، از اين كار به توبه و انابت بازگرديد و تولك بهادر خان را به عذر خواهى و ندامت به درگاه فلك اشتباه ارسال فرموده به تشييد مبانى اتّحاد و و داد ابواب مراسله مفتوح گردانيد . نوّاب جهانبانى نيز مراسلهء وى را به عزّ قبول تلقّى نموده مكتوبى مشتمل بر قواعد محبّت و يگانگى ارسال فرمود و حسين بيگ يساول شاملو را به سفارت نزد وى معيّن گردانيده با فرستادهء وى رخصت معاودت ارزانى فرموده و هدايائى از قبيل احسان مؤلفة القلوب مصحوب حسين بيگ يساول ارسال داشت .
امّا على سلطان همچنان بر مخالفت پادشاه زمان اصرار ورزيده هرساله خراسانيان را مشوّش خاطر مىگردانيد و چون قاطعان طريق ناگاه از طرفى كمين كرده اموال مسلمانان را به باد نهب و تاراج مىربود ، تا آنكه در سنهء اثنى و سبعين و تسعمائه [ 972 / 1564 م ] ؛ هفت هشت هزار سوار به خراسان آمده از ولايت مشهد و نيشابور و ترشيز و زاوه و محولات اموال و مواشى و مراعى بىحساب جمع آورده و در ولايت قوچان و رادكان خرابى بسيار نموده ، قلعهء خبوشان را به تقلّب تصرّف نمود و به مير شهريار نامى كه وزيرش بود سپرد . پس از آن لواى مراجعت برافراشته آن جهات بىعدّ را به مرو برد .
امّا بعد از معاودت وى مير شهريار وزير قلعهء خبوشان را در متانت افزوده به يكى از اقرباى خويش كه غايت اعتماد به وى داشت بازگذاشت و خود جهت مهمّى ضرورى نزد على سلطان به مرو نهضت نمود . در غيبت مير شهريار پهلوان قمرى نامى كه از سپاهيان ماوراءالنهر به مزيد شجاعت و تهوّر ممتاز مىزيست ، به هاديت هادى مطلق از مذهب اهل سنّت و بدعت تبرّا نموده دست هدايت در ذيل ولاى ائمّهء اثنى عشر ، صلوات اللّه عليهم ، زده به معاضدت اعيان آن ديار قلعهء خبوشان را از تصرّف گماشتهء
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 557
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٥٧