ساخته ظاهر آن حصار معسكر جنود ظفر ورود گردانيد و بعد از انقضاى مدّتى معيّن محصوران قوّت مدافعه و مقاومت از اقتدار خود مسلوب يافته به جان و مال امان طلبيدند . پادشاه گيتىستان بنا بر مدلول كلام معجز نظام سردار اوليا ، على مرتضى ، عليه السّلام ، حيث قال :
چون شدى بر عدوى خود غالب * عفو كن زانكه بىگنه كس نيست
ور ورا شفيع كس نبود * ظفر تو شفيع او بس نيست
بر احوال پرالتهاب ايشان ترحّم فرموده ، عنان اطلاق بديشان گذاشت و مجاهدان دين را از تصرّف اموال و ازالهء حيات و اسقاط اعراض ايشان بازداشت و قلعه را به يكى از ملازمان شجاعت پيشه سپرده ظاهر قلعهء ارجيس را محلّ سرادقات اقبال گردانيد .
و آن قلعه به متانت و استحكام و كثرت ذخيره از ساير قلاع مختار بود ، امّا محافظانش دو گروه بودند و با يكديگر در مقام نفاق و معادات مىبودند . جماعتى مسمّى به ينگچرى كه پيادهء توپچى جنود روماند و از درگاه قيصر به محافظت آن قلعه مأمور بودند ، رايت تفوّق و تغلّب نسبت به اكراد مىافراشتند و اكراد بواسطهء جهل و شجاعت ذاتى از ينگچرى متحمّل اطاعت و غالبيّت نمىگرديدند . بنابراين ميانهء آن دو گروه به نزاع انجاميده به اقبال دولت بىزوال منازعه به محاربه منجر گرديد . در محاربه اكراد غالب آمده ، باز به اصلاح مصلحان با يكديگر به مواسا و مدارا اختلاطى نفاقآميزى ورزيدند .
و چون پادشاه جهانگير همگى همّت والانهمت بر تسخير قلعهء ارجيس مصروف گردانيد ، جماعت ينگچرى در مقام تدارك تفوّق و استيلاى اكراد ، به خاطر قرار دادند كه قلعه را به تصرّف اولياى دولت قاهره بازگذارند تا اكراد بدين وسيله گوشمال به تيغ يافته تلاقى عنف و تعدّى [ 252 الف ] ايشان به عمل آيد و بر طبق اين اراده عريضهاى نوشته مضمون آنكه « اگر از مصدر جلال فرمان واجب الاذعان حيات و عرض ينگچرى و قتل اكراد صادر گردد هرآينه قلعه را به ملازمان آستان كعبهنشان مىسپاريم . » و آن نوشته را بر تيرى بسته به جانب مراكب سپهر مراتب چون شهاب ثاقب به قصد شياطين اكراد انداختند . آن تير را يكى از ملازمان امرا ديده ، به خدمت پادشاه هفت كشور رسانيد .
پادشاه جهان بر وفق مدعاى ايشان عمل نموده جواب عريضه را به اعيان ايشان رسانيدند و قرار يافت كه در شب معهود گروهى از مجاهدان دين و غازيان شير كمين از طرف بروجى كه در تصرّف جماعت ينگچرى است كمين برده انتهاز فرصت دارند تا به وقت حاجت از كمين بيرون آمده به صوب مقصد حركت نمايند و در شبى كه عبارت از روز ادبار اكراد بود به امر مواضعهء بعضى از امراى نامدار به مكمن مقرّر شتافتند و زمرهاى ديگر در آن شب ظلمانى جنگ سلطانى پيش برده از طرف بروج اكراد آن