تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
جماعت را به خود مشغول گردانيد و از آن طرف فرقهء ينگچرى ، غازيان شير كمين به كمند و سلّم خود را بر فراز باره رسانيده دروب قلعه را مفتوح گردانيدند . ميانهء غازيان منصور و اكراد فىالجمله حربى به وقوع آمد . بديع الزمان بيگ پسر خال القاص ميرزا - كه قورچىباشى بود - از طرف سپاه نصرت دستگاه به قتل رسيد و سردار كردان ابراهيم نامى با كثيرى از آن جماعت عرضهء تيغ و تير غازيان كشورگير گرديدند و مجدّدا قلعه به تصرّف اولياى دولت ابد قرين قرار گرفته ، مخالفان دين و دولت مقهور و مخذول گشتند . جماعت ينگچرى را به ساز و نفقهء راه امداد نموده و اعيان ايشان در خفيه به نوازشات خسروانه سرافراز گشتند . بعد از فراغ خاطر اشرف از تسخير قلاع ، پادشاه ممالك‌ستان ، شاهزادهء رستم توان ، ابو الغازى اسماعيل ميرزا را با بعضى از امراى نامدار و سپاهى جرّار به تاخت ولايت ارزن الرّوم مقرّر گردانيد كه بدان صوب توجّه نموده غايت اقتدار به ظهور آورد . شاهزادهء عالىمقدار حسب الامر پادشاه كامگار رايت اقتدار به صوب ولايت ارزن الرّوم ارتفاع داده بعد از وصول بدان ولايت اسكندر پاشا والى آن مرزوبوم به مدافعه و حفظ جهات و اموال ساكنان آن ديار شتافته با گروهى انبوه به استقبال مبادرت نموده . و در بعضى از مواضع آن مقام تلاقى عسكرين دست داده [ 252 ب ] امراى نامدار در خدمت شاهزاده كامگار به يمن دولت پايدار نهايت كوشش به تقديم رسانيدند در آن روز مشقت‌اندوز شاهزاده فيروز به نفس نفيس مرتكب قتال گشته از شعاع تيغ آتشبارش خرمن حيات بسيارى از مبارزان نامدار احتراق پذيرفت و از طعن سنان جان‌ستان پيكر كثيرى از دليران عرضه كارزار چون خوان زنبوران سراسر اشتباك گرفت مبارزان قزلباش نيز در ركاب ظفر انتساب آن شهريار كامگار حملات متواتر برده از صدمات حملاتشان پاى ثبات مخالفان از جاى رفته روى به وادى فرار نهادند و اسكندر پاشا نيز مقهور و مغلوب از عقب ايشان گريز بر ستيز اختيار نموده در هيچ مقام لحظه‌اى نياسود . و از سپاه روم تعدادى كثير بر خاك بوار قرار گرفت . جمعى كثير اسير و دستگير گشتند . از جملهء اسرار كبير عيسى ذو القدر صاحب سنجق گرفتار گرديده غنيمت بيرون از شمار نصيب غازيان نامدار گرديد . بعد از اين فتح نامى در نهب و تاراج آن ديار مبارزان نامدار و غازيان شير شكار به اطراف و حدود آن ديار تاختن برده آن قدر جهات و غنايم جمع آوردند كه ساحت زمين از حمل آن به ستوه آمد . آنگاه مقضى المرام مراجعت نموده به تلثيم قوايم سرير عرش نظير استسعاد يافتند . پادشاه جهان فرزند ارجمند را بدين شهامت نوازش نموده هريك از امراى نامدار فراخور جدّ و اجتهاد به عواطف پادشاهانه و عنايات خسروانه مباهى گردانيد و كبير عيسى بر حسب فرمان لازم به ياسا
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 536 | ميرزا بيگ جنابدى