تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
تعقيب نموده از وفور جلادت و تهوّر تا درب كوچه‌بند عنان بازنكشيد . در وقت مراجعت شخصى از فراز سنگ‌انداز سنگى عظيم غلطانيد . قضا را آن سنگ بر سرش آمده ، به همان از خانهء زين بر روى زمين افتادن همان بود و رخت بر دار القرار كشيدن همان ، بيت :
كه زد به فرق كسى سنگ ظلم كاخر كار * به دست مردم مظلوم سنگسار نشد
و در آن حال يكى از ملازمان محمّد خان ، فتحى بيگ نامى خود را به وى رسانيده سر مكسورش از بدن پرغرورش جدا گردانيد . دولت‌خواهان عتبهء شاهى و تيغ‌بندان آستان ظل اللهى را مجدّدا اعتماد به دولت ابدى الاتّصال پديد آمده به عروة الوثقى اقبال نامتناهى موثّق گرديدند . سلاطين چنگيزى و بهادران اوزبكيّه چون به تجديد شوكت و قدرت قزلباشيه به عين اليقين مشاهده نمودند ، نزد ايشان به وضوح پيوست كه در محاصرهء بلدهء هرات و تاخت و تاراج ولايات بجز نقصان دنيوى و خسران اخروى فايده‌اى ديگر به حصول نمىپيوندد ، لا جرم از ظاهر هرات كوچ نموده به جانب ماوراءالنهر توجّه فرمودند ، مصراع :
« چه رفتنى كه ندارد اميد برگشتن »

121 ارتفاع يافتن مهر منجوق لواى گردون‌ساى پادشاه طرف اخلاط و وسطان و تسخير قلعهء ارجيس از روى قهر و غلبه

ناقلان آثار و اخبار سلاطين عليّهء صفويّه اين چنين گوهر بيان در رشتهء تحرير كشيده‌اند كه چون داراى روم بنا بر توجّه رايات صفوى آيات به دار الملك آن مرزوبوم از مملكت آذربايجان مراجعت فرموده در حين وصول به ولايت اخلاط و وسطان قلاع آن سرزمين [ 251 ب ] را متانت فرموده به ابطال رجال و ذخيرهء بسيار مالامال گردانيد . آنگاه به دفع سپاه نيكخواه قزلباش بر جناح استعجال ايلغار فرموده به ممالك روم مراجعت فرمود - چنانچه رقم‌زدهء كلك بيان گرديد . در اين ولا كه خاطر خطير هميون از ضبط و انتظام ممالك فراغت يافت تسخير آن قلاع پيشنهاد همّت و الا گردانيده با عساكر فيروزى مآثر به صوب ولايت وان و وسطان رايت سپهر آيت مرتفع گردانيد و نخست تسخير قلعهء اخلاط وجههء قدرت فلك رفعت