ذو اقتدار سپرده ، يد جلادت ايشان را به محافظت آن محال قوى گردانيد ؛ چنانچه دروازهء فيروزآباد با مواضع خارج شهر - كه در محاذى وى واقع است - به اويس سلطان مفوّض گرديد و بر درب خوش و گذرهاى بيرون وى سنجاب سلطان افشار را به حراست بازداشت و محافظت دروازهء و خارج قبچاق را به ولد ارشد خود قزّاق سلطان مرجوع داشت . و تاتار سلطان را با امير حسن خطيب بر درب ملك و كوچه بند خيابان [ 250 الف ] باشليغ قرار داده و همچنين داخل و خارج دروازهء عراق را به فوجى از دليران كار ديده به سردارى يكى از اولاد خويش معيّن گردانيد و خود به نفس نفيس در كرياس گردون اساس شاهزادهء عالىمقدار رايت شهامت آيت برافراشت و همگى همّت بر آن مىگماشت كه هريك از محافظان را كه به مدد احتياج افتد ، وى را به ارسال گروهى از فارسان مضمار كارزار امداد نمايد .
پس از آن يراق خان باستقلال و تمكّنى كه در آن وقت مقدور سلاطين روزگار نبود به ظاهر هرات نزول فرموده شهر را مركزوار احاطه نمود و در محاذات هر دروازه يكى از بهادران را با فوجى از دليران كار ديده تعيين نموده تسخير هرات را وجههء همّت گردانيد .
و چون خاطر از ترتيب و تعيين محل سپاه جمع فرمود ، اشجع سلاطين تورانشاه ، محمّد سلطان را با گروهى از بهادران رزم ديده مقرّر فرمود كه هر روزه قريب به باره و دروب شهر آمده شروع به محاربه نمايند . شاه محمّد سلطان نيز بنا بر استيلاى حرارت جوانى كه « الشباب شعبة من الجنون » و اظهار جلادت و پهلوانى كه « كل شجاع احمق الّا على » نخست با گروهى انبوه از بهادران نامى به كوچه بند درب خوش نهضت نموده بيرق محاربه نصب گردانيد و به شعلهء تيغ آتشبار و شرر سهام ارقم كردار ساحت ميدان كارزار به مدافعت و ممانعت وى مبادرت نموده حربى در پيوست كه بهرام خونآشام از ملاحظهء آن معركه انگشت تحيّر به دندان گرفته ، بر حال مبارزان طرفين ترحّم فرمود .
و چون سپاه اوزبك باضعاف دلاوران افشار بودند و با آن حال متعاقب به امداد ايشان مدد مىرسيد ، از آن جهت غالب گشته چند نفر از اعيان افشار به قتل رسيدند و سنجاب سلطان به امداد بوداق سلطان از آن مهلكهء جانستان رخت به مأمن نجات كشيده به كوچه بند رسانيد .
در اثناى اين داروگير توپچيان سدّهء سنيّهء محمّد خان ، شاه محمّد سلطان را با متابعان از صدمهء تفنگ مرگ آهنگ مراجعت فرموده از حوالى كوچه بند تا معسكر ايشان دوانيدند و در ازاى هريك از مبارزان افشار دو نفر از بهادران [ 250 ب ] به زخم تفنگ جانستان به دار البوار و اصل گردانيده بقيّة السّيف را مجروح و خسته به مقامشان رسانيدند . نوّاب محمّد خان در تدارك شكست افشار گروهى ديگر از غازيان شجاعت
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٥٣٢