مقهور گشته غنايم موفوره به سويّت تقسيم جنود ظفر ورود گرديد و يكدو قلعهء ديگر كه در ذكر تسخير آنها فايدهاى مترتّب نبود ، به قيد تصرّف درآمده و ولايت اخلاط و وسطان و ارجيس مجدّدا به تصرّف اولياى دولت قاهره قرار گرفت .
بعد از اين عطيّات الهى ، رايات جلال از ولايات اخلاط و وسطان به جانب كردستان نهضت فرمودند و بعضى از سپاه فيروزى دستگاه جهت نهب و قتل متمرّدان اكراد به موكب جهانگرد ملحق گرديدند . آن گروه بر حسب فرمان داراى زمان تمامى الكاى كردان را پى سپر مراكب گيتى نورد گردانيده ، بعد از قتل بسيارى ، غنيمت بيرون از شمار به تصرّف خويش درآوردند و همچنان به قتل و نهب مشغول سالما و غانما [ 253 الف ] در ولايت ارومى به موكب فلك مراتب پيوستند . پادشاه جمجاه پس از وصول جنود ظفر ورود بر طريق خوى و سلماس رايت مراجعت بلند ساخته اكثر قلاع اكراد را كه در آن راه واقع بود مفتوح گردانيدند و از خوى متوجه نخجوان گشته در آن بلدهء فردوسنشان قشلاق فرمودند و شمس الدّين محمّد ديلجانى را به سفارت روم مقرّر داشته ، رايت عشرت در نخجوان به فلك ناهيد رسانيد ، بيت :
دشمنان مقهور و ايزد ياورش * روزگارش رام و عالم كشورش
122 بيرق افراختن قيصر مرتبهء ديگر به مملكت آذربايجان و مراجعت نمودن قرين اندوه و حرمان
اسكندر پاشا والى ارزن الروم بعد از مغلوبيت و شكست فاحش از شاهزادهء شجاعت آيات اسماعيل ميرزا و كيفيت فتوحاتى كه مجدّدا دست مشيّت پروردگار بر روى روزگار آن دولت پايدار مفتوح داشته از تسلّط و اقتدار شاهزادهء كامياب در ولايت ارزن الروم به درگاه قيصر اعلام گردانيده از شكست خويش و قتل اعيان متابعان و اقتدار پادشاه گيتىستان تظلّم گونهاى در آن عريضه درج نمود .
صرصر اين اخبار نيران حميّت سلطان روم به التهاب آورده خرابى و قتل و اسر ممالك خويش و متوطّنان آن ديار كه پى سپر مراكب مواكب پادشاه كشورگشاى گرديده بود ، از خاطر بگذرانيد . بنابراين جهات در شهور احدى و ستّين و تسعمائه [ 961 / 1553 م ] مرتبهء ديگر يورش محال آذربايجان پيشنهاد همّت بلند گردانيد و نخست قاسم نامى را