تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
آثار به مدد سنجاب سلطان تعيين فرمود و در حراست آن طرف نهايت اهتمام مرعى داشتند و هر روزه از طرفى به دستور معهود گروهى با سردارى جنگ پيش آورده بعد از كوشش بسيار چند نفر به قتل داده خايبا و خاسرا مراجعت مىنمودند . و چون مدّتى حال بدين منوال منقضى گرديد و نواحى شهر و بلوكات تماما به دست سپاه ماوراءالنهر قرار گرفت و سواى اصل شهر و كوچه بند خارج محلّى ديگر در تصرّف غازيان شيرگير و مجاهدان دين نماند ، يراق خان ، شاه محمّد سلطان را با سپاهى گران به ولايت فراه و سيستان بر سبيل تاخت و تاراج ارسال فرموده در باب نهب و اخذ مال و اسقاط عرض و ازالهء حيات مسلمانان آن محال نهايت مبالغه به جاى آورد و خود به طريق معهود در تضييق و تنقيض اهالى هرات كوشيده ، شب و روز از اين حركت نمىآسود . امّا سواى خسران و قتل متابعان فايده‌اى ديگر بر اين مترتّب نمىديد . شاه محمّد سلطان بنا بر فرمان وى به طرف ملك نيمروز رايت شجاعت آيت برافراخته ، چون داخل آن ولايت گرديد در نهب و تاراج و ازالهء حيات و اسقاط عرض مسلمانان و رعاياى آن سرزمين نهايت اجتهاد به عمل آورده ، عيال و اطفال سكنهء آن نواحى را به قيد اسار گرفتار گردانيد و بعد از تخريب بلاد و تعذيب عباد آن حدود لواى مراجعت برافراشته داخل معسكر سلاطين ماوراءالنهر گرديد و در حين ملاقات از روى اعراض و حدّت بر سبيل توبيخ با سلاطين ماوراءالنهر خطاب آغاز فرمود كه « هنوز شهر را از تصرّف قزلباشيه انتزاع ننموده‌ايد ؟ اگر بدين‌سان محاربه خواهيد نمود ، معلوم نيست كه مدّت يك سال ديگر كوچه بندى را در تحت تصرّف آوريد ، چه جاى تسخير شهر . ان شاء اللّه فردا من با دليران متعلّقهء خويش و بهادران كينه‌كش ، تا خارج شهر را از تصرّف قزلباش انتزاع ننمايم مرتكب اكل و شرب نخواهم گرديد . » غافل از آنكه فردا دست غضب جبّار شديد الانتقام گريبان املش گرفته از سمند تيزرفتار حيات به مطمورهء تيرهء ممات كشاند و آتش آه مظلومان فراه خاطر زندگانىاش را احتراق خواهد داد . [ 251 الف ]
من فكر همىكنم ، قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو ، كارى دگر است
القصّه ، صبحى شاه محمّد سلطان با فوجى كثير از بهادران شجاعت آثار ، بنا بر اثبات لاف‌وگزاف خويش ، بر مركب غرور و پندار بر آمده به طرف كوچه بندى كه قريب به مزار ميمنت اياب شاه ابو الغيث - كه به شاه زنده اشتهار دارد - واقع است ، نهضت فرمود و از گرد راه با گروهى از بهادران شجاعت آثار بر شمس الدّين بيگ - كه حراست آن كوچه بند تعلّق به وى بود - حمله برده نزديك به دروازهء كوچه بند تاختن آورد . متابعان شمس الدّين بيگ تاب مقاومت نياورده فرار نمودند . شاه محمّد سلطان گريختگان را
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 533 | ميرزا بيگ جنابدى