تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
ولايت قهستان در پنج موضع كه يكى از آن قصبهء بيرجند است ، زلزله‌اى به وقوع انجاميد كه تخمينا سى هزار نفس در نفس قصبهء مذكور از ذكور و اناث در شب زلزله از خرابهء دنيا به معمورهء عقبى شتافتند . از ثقات استماع افتاد كه قاضى بيرجند موسوم به مولانا اسفلار در علم نجوم به غايت ماهر بوده . در روزى كه شب مستقبلش اين حادثهء نازله به وقوع خواهد آمد ، به خدمت رئيس آن موضع خواجه پير حسين بيرجندى رفته تقرير نمود كه « در اين شب به حسب اوضاع فلكى و انظار كواكب چنان مىنمايد كه زلزله‌اى به غايت صعت به وقوع آيد . اولى آنكه امشب مردمان با عيال و اطفال از منازل خويش به خروج مبادرت نموده در خارج سقوف اقامت نمايند . » در اين باب تأكيد و مبالغهء بسيار نموده اوّل آن شب با متعلّقان از منزل خويش رخت به صحرا كشيد . خواجه پير حسين سخن مولانا اسفلار را مصداق نداشته به گفتار وى التفات ننموده به طريق ليالى سابقه بر وسادهء توكّل به استراحت غنود . [ 249 الف ] چون ثلثى از شب منقضى گرديد برودت هوا و فسردگى هوا مولانا اسفلار را از صحرا به منزل روانيد و قدم در درون خانه نهادن همان و حدوث زلزله به وقوع آمدن همان . بالاخره مولانا با فرزندان و متعلّقان در زير سقف رخت به دار القرار كشيد . و خواجه پير حسين در آن شب در منزل خويش بر بستر راحت غنوده ، زلزله حادث گرديد و به فرمان خالق حفيظ دور كن از طاق سقف خانه در محاذات خوابگاه وى خراب گشته آفتى به وى نرسيد . در آن حال كلبى كه مقيم آن منزل بود طريق وفادارى مسلوك داشته به استشمام رايحهء وى ، پويان و دوان ، زمين را كندن گرفت و خاك انبوه محيط وى را كشيده دم‌به‌دم به خارج مىانداخت ، تا طريق مكشوف گردانيد كه نفسش را طريق خروج و دخول ميسّر گشت . بعد از آن به امداد يكديگر در آن شب ديجور از زير خاك بيرون آمده به محامد نامتناهى الهى سجدات شكر به تقديم رسانيد . قطعه
از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست * روزى كه قضا باشد ، روزى كه قضا نيست
روزى كه قضا باشد ، كوشش نكند سود * روزى كه قضا نيست ، در آنْ مرگ روا نيست
نظير اين قطعه حال مولانا اسفلار و پير حسين است كه كوشش آن يك مفيد نيامده و عدم اجتناب اين يك مانع ، الحكم لله الملك الودود .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 530 | ميرزا بيگ جنابدى