تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
از سرحدّ ممالك برانند و اگر در رفتن استنكاف ورزد خدمتش را مسلوب الاختيار مقيّدا به درگاه وى برند . امتثالا لامره الوالى سپاه روم متوجّه مقرّ القاصى گشت . چون شاهزادهء صبور بر توجّه آن سپاه پرشروشور آگاه گرديد با آن مقدار سپاه كه در ظلّ رايتش بود همت بر مدافعه گماشته مستعد قتال گرديد ، چون تلاقى عسكرين به وقوع آمد القاص ميرزا به نفس نفيس مباشر قتال گرديده كوششى رستمانه به فعل آورد . امّا چون سپاه روم به اضعاف مضاعف متابعان وى بودند ، بر كوشش و سعىاش فايده‌اى مترتّب نگرديد . بالاخره روميّه غالب آمده ، شاهزاده القاص گريز بر ستيز اختيار فرموده به هزار مشقّت با معدودى چند پناه به قلعهء سرخاب برد . والى آن قلعه آن جناب را با بقية السيف راه داده به قدر استعداد و توان در اقامت و نوازش سعى بليغ به جاى آورد و بعد از انقضاى يك‌دو روز كه از رسوم ضيافت و مهمان‌نوازى بازپرداخت [ 241 الف ] كيفيّت سانحه و ادبار تازهء نوّاب القاصى را به درگاه معلّى معروض داشته مترصّد فرمان مىبود . پادشاه جهان بعد از اطّلاع بر اين سانحه ملازمان بهرام ميرزا را با سپاهى مستعد به صوب قلعهء سرخاب ارسال داشت كه بندگان القاص ميرزا را از ممر لطف يا عنف به دست آورده نگذارد كه به طرف ديگر توجّه فرمايد و پروانچهء علىحده‌اى مشتمل بر وعد و وعيد به والى قلعهء سرخاب ارسال فرمود و در آن منشور قضا امضا بدين عبارت قيد فرمودند كه « والى قلعهء سرخاب به هر نوع كه روى دهد چنان نمايد كه القاص ميرزا با برادر اعيانش بهرام ميرزا ملاقات فرمايد و تقصير ننمايد كه اهمال در اين باب موجب سخط و عقاب پادشاهى خواهد بود و سعى در اين كار باعث نوازشات و عواطف نامتناهى است . » پس نوّاب بهرام ميرزا بر حسب فرمان قضا امضا به صوب قلعهء سرخاب عنان عزيمت انعطاف داده ، چون به ظاهر قلعه نزول فرمود ، حكم جهان‌مطاع كه به اسم والى آن قلعه به نفاذ پيوسته بود مصحوب مرتضاى اعظم مرتضاى ممالك اسلام ، زبدهء نقباى كرام ، شاه نعمت اللّه يزدى نزد وى ارسال داشتند . آن جناب با حكم جهان‌مطاع به درون قلعه رفته با والى سرخاب ملاقات فرمود . آنگاه با يكديگر نزد شاهزاده القاص رفته به نصايح مفيد مؤثر و مواعظ سعيد متكاثر آن جناب را از وادى غرور به مقام حضور ارشاد نمودند . پس از آن از قلعه بيرون آورده با نوّاب بهرام ميرزا ملاقات فرمود . برادران به ملاقات يكديگر مبتهج و مسرور گشته او روى مودّت با يكديگر سلوكى برادرانه نمودند و روزى ديگر نوّاب بهرامى با سيادت و ارشادمآبى شاهزاده القاص را به سخنان ملايم از سخط و غضب پادشاهانه ايمن گردانيده به مواعيد مراتب عليه و مدارج متعاليه در