تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
آداب ضيافت منقضى گرديد و نوّاب شاهزادگى از رنج راه و مشقّت سفر آسوده گرديد ، داراى روم در استرضاى خاطرش كوشيده متعهد گرديد كه در مخالفت پادشاه مؤيّد وى را استمداد نمايد . بدين عزيمت رأى و تدبيرش بر آن قرار گرفت كه نوّاب ميرزايى را با جمعى كثير از متجنّدهء روم و رجالهء آن مرز و بوم از طريق بغداد به عراق عجم ارسال دارد و خود با سپاه بىحدّ و حصر متوجّه آذربايجان گرديده همّت بر تسخير آن ممالك مقصور دارد . بر طبق اين اراده شاهزادهء القاص را با دوازده هزار سوار به طرف بغداد گسيل فرموده خود به سمت تبريز لواى مخاصمت و ستيز مرتفع گردانيد . آن دو سپاه گران از دو جانب متوجّه تخريب عراق و آذربايجان گشتند ؛ غافل از آنكه ، مصراع :
« چراغ مهر ز باد صبا چه غم دارد »
[ 237 الف ] آن را كه ايزد نگهبان است شمع دولتش از صرصر حادثات چه زيان است ؟ و قافله‌اى كه خضر دليل است متاع امالى و آمالش از نهب و تاراج رهزنان و دزدان در امان .
سعادت به بخشايش داور است * نه در دست و بازوى زورآور است
اما سلطان سليمان مقرّر داشت كه در ولايت قارص قلاع متين مشحون به ذخاير و اجناس ضروريّه سپاهى كه از آن گريز نباشد سامان نمايد كه اگر جنود را به ذخيره يا به يكى از آن اجناس ضروريّه احتياج افتد از آن قلاع نقل معسكرش نمايند . و در اين باب مبالغه و تأكيد از حدّ گذرانيده به صوب تبريز عنان‌ريز روان گرديد . و على بيگ امتثالا لامره به تعمير قلاع معينه اشتغال نموده ذخيرهء بسيار بدان محالف نقل نمود . در آن وقت پادشاه مؤيّد در دار السّلطنهء تبريز بر قصد مخالفان آگاه گشته همّت و الا بر مدافعهء ايشان مصروف گردانيد و نخست به جهت دفع نكايت و اصرار شاهزاده القاص ميرزا ، شاهزادهء كامياب بهرام ميرزا را با چراغ سلطان و فوجى از غازيان رستم توان به سرحدّ همدان و نهاوند نامزد فرمود تا به محافظت سر حدّ و دفع طغيان القاص ميرزا قيام نمايند . و در باب تحفّظ و تيقّظ به مواعظ سودمند تاكيد و مبالغهء بلانهايت فرموده رخصت توجّه ارزانى داشت . آنگاه به استقبال جنود روم رايت سپهر آيت مرتفع گردانيد و بر سبيل منقلاى امراى عظام كرام عبد اللّه خان استاجلو و ابراهيم خان ذو القدر را با دوازده هزار سوار نامدار به قصبهء مرند ارسال فرمود و رايات صفوى آيات در زمان تائيد كردگار به ييلاق اشكمبر كليبر - كه از متنزّهات ييلاقات آذربايجان است - نزول اجلال فرمودند . در آن وقت عساكر فارس و اهواز و عراق و كرمان و ديگر ولايات فوج فوج و گروه گروه چون جداول و انهار عظيمه به بحر موكب سپهر آيت ملحق گرديدند تا در اندك زمان ، نظم :