معطوف گردانيد . امراى نامدار مظفّر و منصور اكثرى از متابعان القاصى را كه به قتل نرسيده بودند اسير گرفته با فتح و فيروزى به درگاه سپهر اشتباه معاودت نمودند و كيفيّت واقعه و فرار وى به معاونت قوم شمخال به استنبول ، معروض حجاب بارگاه گردانيدند .
پادشاه جهان در آن تابستان در ييلاق جانى مالاى شماخى سرادقات اقبال كه ذروهء سپهر برين برافراشتند و قلعهء گلستان را كه در تصرّف گماشتگان ميرزايى بود جبرا انتزاع نمودند و اكثر مفسدان محصور را معروض تيغ ياسا گردانيده ، حكم جهانمطاع به تخريب آن قلعه اصدار يافت . بعد از آن ، فتح قلعه در بند نموده رايت اقتدار به ذروهء فلك دوّار برافراشتند . [ 236 ب ]
چون خاطر خطير از ممر متمرّدان قلاع شيروان مطمئن گرديد ، ايالت در بند و توابع را به اسم شاهزادهء عالىمقدار اسماعيل ميرزا وللهگى وى به كوكچه سلطان قاجار تفويض فرمودند و دگر الكاى شيروان به امراى نامدار سپرده جملگى را به متابعت شاهزادهء والاجناب مأمور گردانيدند . آنگاه در اوايل مهرگان و زمان وزيدن باد خزان - كه ساكنان باغ و بستان را لباس نوروزى به اثواب زعفرانى مبدّل گرديده هركس در تهيّهء يراق زمستان مىكوشيدند - رايات اقبال آيات از ممالك شيروان به عزم مراجعت طبل رحيل كوفته به صوب دار السلطنهء تبريز عنان عزيمت معطوف گردانيد و در آن بلدهء فردوسنشان غوررسى ملازمان القاصى نموده از هر كدام آثار عصيان به ظهور آمده بود به سياست و تعزير مقهور گردانيدند و در آن سال قشلاق همايون نيز در آن موضع فرح انجام به انجام رسانيدند .
113 رايت افراختن داراى روم به انگيزهء القاص ميرزا به جانب آذربايجان و بيان افساد آن شاهزادهء نادان در مملكت عراقين و وقايع متفرّع بر آن
چون شاهزادهء غيور القاص ميرزا ادبارآسا از اين دولت بىزوال روى برتافت و در طريق استمداد و انتقام پادشاه والانژاد به ذيل اقتدار سلطان روم پناه برد ، سلطان سليمان مقدم وى را به عزّت تلقى نموده تا در آن صوب مقيم بود هر روزه به نوازشى تازه و عاطفتى بىاندازه ابواب بهجت بر روى روزگارش مىگشود . چون چند روز به رسوم و