[ 234 الف ] مبذول داشته ، به مواعيد مراتب سر افتخارش از ذروهء سپهر برين مىگذرانيد .
و چون روزى چند نوّاب خانى در ملازمت پادشاه سليمان مكانى به گونه گونه عواطف پادشاهانه سرافراز و ممتاز گرديده يوما فيوما مراحم خسروانه و عنايات بيكرانه نسبت به احوالش سمت تضاعف مىپذيرفت ، مجددا نواير حسد كه در بواطن ارباب نفاق و خيل شقاق مشتغل مىبود به زوايد التهاب يافته بيشتر از پيشتر در انحراف مزاج همايون به سخنان غير واقع بذل جهد به عمل مىآوردند و پيوسته ابواب غيبت بر روى احوالش مىگشودند ، تا به تكرار سعايت و بدگويى يكچند به حسب ظاهر مزاج با ابتهاج پادشاهى از منهج التفات و جادّهء عاطفت انحراف ورزيده كما ينبغى به طريق سابق در تراضى احوالش نمىكوشيد و چندانكه در ملازمت درگاه عرش اشتباه مساعى جميله به ظهور مىآورد بر دوش استمرار به توجّهات دمبهدم سرافراز نمىگشت ، لا جرم ساير قلّت التفات و عدم ممالات از تواتر ملازمت تقاعد ورزيده ساكن زاويهء اعتزال گرديد و در اسبوعى يكمرتبه به درگاه سپهر اشتباه آمده ديدهء جهانبين به رؤيت جمال ظلّ اللّهى منوّر مىگردانيد .
در خلال اين ناز و نياز به خاطر خطير همايونى خطور نمود كه نوّاب خانى را از ايالت دار السّلطنهء هرات معاف داشته در عوض دارايى نادرهء اصفهان به وى تفويض فرمايد .
بعد از تصميم آراى اركان دولت بر اين عزيمت قاضى جهان - كه به منصب جليل القدر وكالت سرافراز مىزيست - محمّد خان را ملاقات نموده ، انديشهء صواب پيشه همايونى را بر وى عرض نمود و منشور ايالت اصفهان را با رقم خلع نامى به نظر خجسته اثرش درآورده به عنايت خسروانه و عواطف بيكرانه اميدوارش گردانيد . محمّد خان نيز بدين عطيه مباهى و مفتخر گرديده ، فرمود ، مصرع :
« چه كند بنده كه گردن ننهد فرمان را »
امّا بعد از انقضاى روزى چند بر رأى جهانآرا و ضمير منير عقدهگشاى انديشهء حفظ ممالك و تدبير ايمنى شوارع و مسالك گذشته با خرد رهنماى مشورت نمود كه « دار السّلطنهء هرات از مهمّات بلاد ربع مسكون است و از معظمات ممالك جهان بوقلمون . مخالفان ضلالتنهاد و ممالك طلبان مايل به فساد و عناد را به حكومت و فرمانروايى آن [ 234 ب ] بلدهء فردوسنشان رغبت تمام و ميل لا كلام مىباشد ، و بدين سبب در معرض آفات و مورد بليّات افتاده سواى محمّد خان كه به تدبير صايب و شهامت غالب از بندگان به اين آستان ممتاز مستغنى است ديگرى را استعداد حراست و قدرت محافظت آن مملكت موجود نيست . »
بنابراين فسخ عزيمت سابق كرده از مصدر جلال فرمان قضا جريان صادر گرديد كه به