تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
سبك‌رو بوسيلهء كمند از آن طريق پوشيده و پنهان چون حوادث نازله و بلاى ناگهان بر بروج حصار نزول نمودند و با تيغهاى آخته و صوت نفير و ولوله ، به مضمون «
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
» « 1 » به گوش هوش معاندان كينه كوش رسانيدند . خواجه كلان را از صورت اين واقعه دود حيرت و حسرت به دماغ تصاعد نموده ، خويش را محاط دام بلا ديد و چارهء كار منحصر در آن دانست كه در آن شب ديجور به طرفى گريخته رخت به مأمن نجات كشد و از غايت اضطرار صبا كردار بر اسب خويش سوار روى به طرفى گذاشت . جماعتى از مجاهدان ديندار بر فرار وى آگاه گشته ، بادپايان صبارفتار را كه از سبك‌روى و سرعت بر باد سبقت مىگرفتند ، بر عقب آن صيد از دام جسته برانگيختند و در اندك طى مسافت به وى رسيدند . در حال يكى از مبارزان نامدار نيزه‌اى ثعبان كردار بر وى خوابانيد و چون برگ كاه از صدمهء صرصر بر زمينش افكند و بر فور بر زبر وى فرودآمده چون صيد زبون بر يكديگر بست . امراى نامدار ، متابعان و متعلقان وى را از قلعه بيرون آورده بر تيسير اين فتح نامدار به سجدات شكر الهى قيام نمودند و از اقربا و متابعان وى آنكه سزاوار قتل بود به قطع رشتهء حياتش اشارت نمودند و آنان كه از درجهء استعداد و اضرار ساقط بودند [ 215 ب ] بر اطلاقشان فرمان دادند . و چون امر لازم الاتباع به صدور پيوسته بود كه بعد از فتح قلعه و اخذ خواجه كلان قلعه را خراب و ويران ساخته از آن اثرى نگذارند ، بالضّروره امراى نامدار قلع و قمع آن حصار نموده ، خواجه كلان را در سلاسل و اغلال كشيده ، رايت معاودت به صوب پايهء سرير خلافت برافراشتند و بعد از طى بوادى و قطع فيافى در دار الملك تبريز به عزّ بساطبوسى فايز گرديدند و كيفيّت تسخير قلعه و گرفتارى خواجه كلان معروض داشتند و به نوازش خسروانه و عنايات بيكرانه سرافراز و ممتاز گرديده جبين اخلاص بر خاك نياز سودند . آنگاه از مصدر غضب اثير لهب حكم به احضار خواجه كلان صادر گشت . سرهنگان بهرام صولت او را با سلاسل و اغلال به حضور رسانيدند . نخست به ملاحظهء آنكه هر كه دست از جان بشويد آنچه خواهد بگويد ، دهنه بر زبان وى زده قوّت تكلّم از وى مسلوب نمودند . بعد از آن در موقف مهابت بازداشته ، بعد از مشاهدهء تركيب و اوضاعش ، به امر نافذ كوتوال روحش را از قلعهء بدن اخراج نمودند بدان نهج كه از منارهء نصيريّهء تبريز به يك پاى آويخته ، اصحاب قبضه تيربارانش كردند ، انّه يحكم ما يريد .
هامش
( 1 ) - نساء : 78 .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 472 | ميرزا بيگ جنابدى