فرار مىپيمودند [ 207 ب ] رحل اقامت در منزل رفاه و فراغ بال گشودند و مجرمان منزوى از زواياى اخفا به فضاى سير و عافيت قدم نهاده رايت فراغ خاطر كه فروغ مجامع اصحاب دولت ناشى از مهجهء مهر تنوير اوست بر اوج جمعيت خواص برافراختند .
بالجمله بعد از رخصت شاهزادهء عالميان و خان عالىشأن رايت پادشاه جهان و جهانيان در كنف مهيمن مستعان از رى به سمت خراسان در اهتزاز آمده نخست به زيارت مرقد مطهّر و مشهد معطّر امام همان واجب الاحترام علىّ بن موسى الرضا ، عليه التّحيّة و السّلام ، رفته به مراسم زيارت و عرض حاجات دارين فايز گرديد و سدنهء آن آستانه را به صلات نذورات و صدقات بهرهور گردانيده در آن خطّهء فردوسنشان چند روز اقامت فرمودند و پس از اداى مراسم طاعات و عرض حاجات متوجّه تسخير مرو شاهيجان گرديده رايت سپهر آيت بدان صوب مرتفع گردانيد . در حوالى نسا و ابيورد قورچيانى كه به طلب شاهزاده سامى به قندهار رفته بودند در طبس مسينا از اعمال قهستان خراسان به ملاقات سامى فايز گشته ، در ركاب شاهزاده و الا مراجعت نموده به عزّ بساطبوسى فايز گرديدند .
و همچنان در عين سرما و زمستان بر سمت مرو شاهجان طى مسافت نموده قريب بدان بلده جونج محمّد سلطان كه متصرّف آن ولايت بود ، چون روباه از حملهء شير عرين فرار نموده راه بخارا پيش گرفت . رايات صفوى آيات بىمعارضه و مجادله به ظاهر مرو نزول اجلال فرموده است تصرّف منازعان از آن مملكت كوتاه گردانيدند و زمام اختيار آن را در قبضهء اقتدار يكى از امراى عظام گذاشتند .
هنگام آنكه فراش جهانآراى نسيم فروردين ساحت زمان و زمين را به گسترانيدن بساط شوشترى تزيين بخشيد و به افراشتن خيمهء نسترن و شادروان نارون صحن باغ و بستان را از پى نزول سلطان گل به گونه گونه زيب و بها بياراست ، پادشاه مظفّر لوا رايت عزيمت به صوب دار السّلطنهء هرات برافراشت و همگى همّت والانهمت بر ترفيهء احوال ساكنان آن بلدهء طيّبه گماشت و در شهور ثلث و اربعين و تسعمائه [ 943 ه / 1536 م ] صحراى سقلمان از نزول موكب سپهر توان بر سپهر برين لواى تفوّق برافراشت از انبساط و بهجت [ 208 الف ] وصول موكب شهنشاهى خروش و ولوله اعانى و ادانى به سپهر برين رسيده جور و اعتساف از دامن ستمديدگان و زيردستان ممالك كوتاه گرديد و روزى ديگر كه خسرو خاور بر شبديز گردون قرار گرفته از اشعهء جبين نورگستر ساحت گيتى بياراست ، نظم :
چو خندان گشت صبح عالم افروز * زمانه داد شب را مژدهء روز
نماند اندر فلك ز انجم نشانى * به نيلوفر بدل شد بوستانى