تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
پادشاه فريدون فرّ سمند كوه پيكر چون مهر انور بر سپهر اخضر برآمده به سمت نفس بلدهء عنان سعادت به سمند دولت سپر داراى ممالك مدار و مقرّبان صاحب اعتبار و قورچيان مهابت‌آئين و يساولان بهرام كين هريك به اساسى و لباسى در ركاب مهر انتساب اقبال مثال روان گرديده ، شاهزادهء كامياب و خان عدالت اياب نيز با اكابر و اعيان و ارباب و پيشوايان به استقبال از مركز جاه و جلال به خروج مبادرت نموده ، اين عطيه را سرمايهء سعادت دارين دانستند . آنگاه پادشاه جهان و جهانيان با ابّهت و عظمتى كه تحرير آن از خامهء كثير الاعجاز مسلوب است ، به مصداق
« ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ »
از كوچه خيابان خرامان بر سمند غزال سان به درون شهر تشريف برده باغ شهر را از تشريف نزول غيرت گلستان ارم گردانيد . بعد از انقضاى مدّت حصول فراغ از كلال راه و رنج سفر به تجسّس و تفرّس احوال ستمديدگان دار السّلطنهء هرات پرداخته بعضى از سعادتمندان كه در طريق والاى خاندان ثابت قدم و راسخ بوده از فئهء اوزبكيّه انواع اضرار و ايذاء يافته بودند نخست به تشريف تاج و هاج و خلع گرانمايه سرافراز و ممتاز گرديدند . از آن جمله سيّد زين العابدين خطيب و اولاد امجاد وى اميرحسن خطيب و امير حسين و امير قاسم ، و ديگر امير عبد الحىّ رازى ؛ بعد از تلبّس به خلع گرانمايه به سيورغالات و انعامات مستمره اختصاص يافتند . و آنان كه از سوء عقيدت و فتور فطرت سبيل عليل بطلان پيموده در قتل محبّان و پيروان مرتضوى و تاراج اموال مردم سعى و اهتمام ورزيده بودند ، در مضيق خوف و خشيت به سر مىبردند در حضور مميزان منصف جرايم ايشان نموده پردهء پندار و غشاوهء استتار از وجوه قبايح افعال ايشان [ 208 ب ] برگشوده مجموع سر خجالت و انفعال در پيش گرفته به زبان حال مضمون كريمهء «
إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
» « 1 » بر زبان راندند و فغان استغفار و انابت به ذروهء فلك دوّار رسانيدند . در آن حال عرق سمات و كرم جبلّى كه در طينت با طيبت آن پناه ملك و ملّت مفطور بود ، در حركت آمده زلّات و جرايم ايشان را به رشحات سحاب مكرمت صفت تطهير ارزانى داشت و بر طبق اين فرمان قضانشان به نفاذ پيوست كه « هيچ آفريده از حكّام كرام و تيولداران و غازيان با اخلاص و قورچيان ذوى الاختصاص و خدّام درگاه سلاطين پناه به سبب جرايم ماضيه متعرّض رعايا و سكّان بلده و بلوكات هرات نگردند ، زيرا كه امطار مواهب خسروانه لوث گناهان ماضيهء ايشان را به صفت تطهير موصوف داشته از زلات ايشان تجاوز جايز داشته‌ايم »
هامش
( 1 ) - اعراف : 23 .