عبيد خان چون اصرار سر خيلان و امرا مشاهده نمود دانست كه كلام ايشان به مجرّد تخويف و توهيم نيست و اگر در رد معتقد ايشان زياده از اين مبالغه نمايد آنچه مىگويند مقرون به فعل مىدارند ، لاجرم در آخر روزى كه اوّل شام ادبار و نقض دولتش بود بر مركب حركت برآمده ، از هرات به صوب بخارا توجّه نمود ، مصراع :
« چه رفتنى كه ندارد اميد برگشتن »
و روزگار بر سبيل سروش دمبهدم به گوش هوش مىرسانيد ، مصراع :
« بازآمدنت نيست ، چو رفتى ، رفتى »
و چون مسموع عبيد خان گرديده بود كه رايات جلال در فاتحهء دخول خراسان همّت بر تسخير مرو گماشتهاند ، لاجرم از راه غير متعارف كه طريق بلخ است ، متوجّه بخارا گرديده مستمندان هرات از جور و تعدّى اوزبكان ظالم در ظلال امنيت و رفاهيت آسودند ، انّه موصل الى المقصود . [ 206 الف ]
97 جولان كميت قلم در مضمار توجّه رايات صفوى آيات ممالك خراسان و تفويض ايالت هرات به شاهزادهء حميده صفات ابو الغالب سلطان محمّد ميرزا و للهگى محمّد خان شرفالديناوغلى تكلو
سابقا عندليب بيان در گلشن اوقات پادشاه زمان بدين ترانه مترنّم بود كه چون در طى مرافعه و دفع جنود روم مكرّر اخبار افساد عبيد خان و سپاه ماوراءالنهر مسموع بارگاه سليمان جاه گرديد ، بعد از فراغ خاطر خطير از انتظام مهام آذربايجان و دفع عساكر روم به عزم يورش خراسان و دفع اقتدار عبيد خان همّت و الا برگماشت ، و چنان كه مذكور گرديد كوچ بر كوچ بر سمت خراسان عنان سرعت به باد پايان صبارفتار سپرده تا خطّهء قزوين محل سرادقات اقبال گرديد و در آن بلدهء فردوسنشان بهرام ميرزا را به ايالت گيلانات منصوب گردانيد . بعد از آن اخبار سام ميرزا آغزيوار خان مسموع بارگاه جلا گرديده همچنان بر جناح استعجال به صوب خراسان نهضت فرموده ظاهر رى محل نزول مراكب سپهر مراتب گشت . و در آن مقام عرضهء سام ميرزا مشتمل بر ندامت و معذرت و طلب عفو از كرم پادشاه با موهبت با رئوس جماعتى كه اضلال بر عصيان و