تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
وضوح پيوست كه عبيد خان هرات را متصرّف است و ديگرى را شريك و سهيم مىداند . لاجرم در بعضى از مواضع سرحد توقّف نموده ، كيفيّت حال معروض خدمت شاهزاده و خان آزاده گردانيد و در آن محلّ منتظر فرج مىبود تا از اثر توجّه رايات جلال عبيد خان [ 207 الف ] به موجبى كه مرقوم كلك بيان گرديد ، دل از حكومت خراسان بناچار برداشته به صوب ماوراءالنهر گريخت . جعفر سلطان بىتأمّل با سواران به صوب مملكت هرات نهضت نموده قريب بدان بلدهء جنّت‌نشان سادات و اعيان و جمهور سكنه و عموم متوطّنه از روى انبساط و مسرّت تمام به مراسم استقبال مبادرت نموده به تقديم پيشكش و هداياى لايقه به خدمت نوّاب سلطانى تقرّب جستند . جعفر سلطان بعد از اداى مراسم ملاقات ، هم‌عنان اعيان و سادات به درون شهر داخل گشته ، همگنان را به اميد عاطفت پادشاه جرم‌بخش پوزش‌پذير ، مستمال گردانيد ، بيت :
عاقبت رايت ظهور افراخت * فتنه را در مقام حبس انداخت
ديدهء طالبان كه بود سفيد * گشت روشن چو ديدهء خورشيد
و چون يك‌چند اهالى دار السّلطنهء هرات در ظلال جناح رأفت جعفر سلطان از حرارت نواير حوادث مصون و مطمئن بر بستر راحت آسودند ، در اواخر حوت كه مبشّر نسيم فروردين از بشارت سلطان ربيع مزاج زمين و زمان را استعداد نصرت و خضارت بخشيد ، نظم :
برگشاده هواى نوروزى * بر جهان غرفه‌هاى فيروزى
جنبش بادهاى مشك سرشت * باز كرده دريچه‌هاى بهشت
گل ز شبنم پر از شميم شده * پرده‌دار دُرِّ يتيم شده
در اين سره وقت مظهر احسان ، محمّد خان در ركاب اقبال اياب شاهزادهء كامياب سلطان محمّد ميرزا به دار السّلطنهء هرات نزول فرمودند . بعد از تقديم مراسم استقبال اهالى و اعالى كه روز به روز با هدايا و تحف لايقه به ملاقات شاهزادهء كامگار و خان عالىمقدار استسعاد مىيافتند ، در قلعهء اختيار الدّين كه ساخته و پرداختهء معمار همّت ميرزا شاهرخ بن تيمور گورگانى است ، محل استقرار نزول اجلال قرار گرفت و غازيان نيز كه در ركاب ظفر انتساب شاهزاده ملازم بودند هريك در منازل نزه نزول نموده ، همگى همّت بر ترفيهء حال متوطّنان هرات مصروف گردانيدند و نوّاب خانى بعد از شرايط ملاقات اعالى و ادانى همّت بر انتظام مهام خواص و عوام گماشته ، به نفس نفيس و ذات ميمنت انيس به تفتيش حال عجزه و ساكنين پرداخت و جهّال و ارباب ضلال بلوكات - كه به تحرير شمّه‌اى از سوء عمّال و قبح افعال ايشان زبان قلم سابقا آلوده گرديد - به نوعى در ظلال عفو و اغماضش آسودند كه حاملان احمال و اثقال كه بر جناح استعجال طريق