تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
محقّق گشت كه رايات سپهر آيات داخل مملكت خراسان گرديده ، الحال در حوالى طوس سرادقات اقبال به اوتاد خلود مربوط است و نخست تسخير مرو شاهجهان پيشنهاد و الا گردانيده است . عبيد خان بعد از اصغاى اين مقدّمات دود حسرت به دماغ اندوهش متصاعد گشته احضار امرا و سرداران طوايف حشم فرمان داد . بعد از انعقاد و اجتماع آن جماعت قرعهء مشورت بر صحايف خاطر ايشان كشيده نخست آنچه مختارش بود در آن باب بيان فرمود . مضمونش آنكه « انسب آن است كه شما با متابعان و ايل و سپاه با من يكدل و يك‌زبان باشيد تا باتّفاق با لشكر قزلباش به طريق صف‌آرايى محاربه نمائيم . و اغلب آن است كه در اين مرتبه ما غالب آمده بر ايشان دلير گرديم ، زيرا كه در كميّت با لشكر قزلباش مساويم و در كيفيّت نيز . ايشان در زمستان راه دور طى نموده‌اند و بدين سبب تعب بسيار بر ايشان راه يافته و مراكب ايشان نيز در غايت لاغرى و از حركت برىاند . بدين جهات بر ايشان غلبه مىنمائيم . و اين غلبه موقوف بر اتّفاق و يك‌جهتى شما است . » سران و امراى سپاهش پس از ترتيب اين مقدّمات واهيه ، متفق‌الكلمه و الآراء عرض نمودند كه « اين مقدّمات ناشى از تخيّلات فاسد نفسانيست ؛ چه ، لشكر قزلباش مدّتى است كه در يورش آذربايجان با جنود بىاندازهء روم معارضه مىنمايند و از كثرت برد و تردّد در زمستان متأذّى نمىگردند ، و ايشان را مثل ما قدرت بر يك اسب نيست ، بلكه اسبان تازىنژاد [ 205 ب ] صبارفتار متعدّد دارند و اسباب روم بسيار به دست ايشان افتاده ، با ضعاف ما ساز و ابّهت دارند و قدرت با ايشان بيشتر از ما است . مجملا در اين ممالك با پادشاه قزلباش مرتكب محاربه نمىتوانيم شد . هرگاه از آب آمويه به قصد تسخير ممالك عبور نمايند ، در آن وقت در محاربه لا علاجيم ، زيرا كه چندانكه در اين حدود با ايشان محاربه نموده‌ايم مغلوب گشته ، خايبا خاسرا به ديار خويش مراجعت نموده‌ايم . اكنون اولى آنكه عزيمت مستقرّ خويش نموده به ماوراءالنهر بازگرديم و اگر قزلباش متوجّه ولايت ما گردد ، جمله در ظلّ رايت عالى در مدافعه و مجادله كوشيده غايت اقتدار به ظهور رسانيم . » عبيد خان مقدّمات و توالى اين قضايا در نموده اثبات عكس در معارضه مىكوشيد و آن جماعت نيز معارضه نموده منع بر منع مىافزودند ، تا گفتگوى ايشان منجر به اين گرديد كه « اگر در اين باب با ما موافقت نمايى جمله فرمانبرداريم ، و الّا از روى اختيار شما را مسلوب الاختيار ساخته به مضمون آنكه ، بيت :
وقت ضرورت چو نماند گريز * دست بگيرد سر شمشير تيز
در ملازمت رايت عالى بر سبيل جبر و قسر به ماوراءالنهر مراجعت مىنمائيم . »
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 455 | ميرزا بيگ جنابدى