تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
ملاحظه نموده آنچه از حقوق ديوان در ذمّهء رعايا ثابت باشد بازيافت نمايد مخزون نمايند . پس به عرض سپاه پرداخته چهار هزار سوار نيزه‌گذار آهن قباى ميدان آراى گردانيد و با اين مبارزان نامى از هرات بر نيّت مقاتله و مقابلهء سپاه عبيد خان به صوب مشهد مقدّس رضويّه توجّه نمود . چون به ولايت فوشنج رسيد نظرش بر خرمنى كاه افتاد . فرمود كه جوالى از آن بردارند ؛ بدان عزيمت كه چون عبيد خان را در جنگ به چنگ آورد پوشش از آن كاه پر سازد . آنگاه كوچ بر كوچ به جانب سپاه اوزبك در طى مسافت مبالغه نمود . و چون به ولايت محولات رسيد ، عبيد خان بر توجّه وى اطّلاع يافته در باب محاربه وى مردّد گرديد . چون خود را پادشاه مىدانست و وى را ملازم ، از آن عار داشت كه با ملازم مقابل گردد . ديگر آنكه به عبيد خان رسانيده بودند كه او را شجاعتى ذاتى است و در حين محاربه جنونى عارض شجاعتش مىگردد كه كميّت و كيفيّت سپاه مخالف و موافق را ملاحظه نمىنمايد . با اين حال چهار هزار سوار سپاهى دلاور رزم ديدهء كارزار آزموده در ظلّ رايتش مجتمع‌اند . بنابراين مقدّمات عبيد خان امراى مستشار و مقرّبان تجربه كار را طلب داشته [ 200 الف ] مجلسى منعقد گردانيد و از اين مقولات با ايشان گفتگو نموده طالب طريق احوط گرديد . بعضى از آن طايفه به عرض رسانيدند كه از تقابل وى اگر غبار عارى بر مرآت سلطنت مىنشيند هريك از ملازمان را استعداد محاربهء او ثابت است . به هر كدام اين امر مفوّض دارند كما ينبغي از عهدهء آن توانند آمد و منّت پذيرند . بعضى ديگر ترتيب اين مقدّمات نموده آنها داشتند كه در مدافعه و مجادله خصم همّت بر قهر و استيصال مصروف بايد گردانيد به هر نوع كه تيسير پذيرد ؛ خصم خواه امير باشد و خواه مأمور ، و الّا مرتكب جهاندارى نمىبايد شد ؛ چه ، هرگاه با يكى از امراى پادشاه قزلباش مقابل نشوى و از شجاعت و دليرى وى انديشه نمايى از مملكت خود بيرون آمدن و احتمال چندين مشقّت نمودن از شيوهء جهانگيرى به غايت بعيد مىنمايد . و ديگر پادشاه قزلباش را هزار امير است كه كمينه‌اش صوفيان خليفه است . اولى آنكه به هيئت اجتماعى با وى محاربه كنيم و از اين توهّمات بىفايده يكسو باشيم . عبيد خان را امثال اين سخنان از جاى برده عرق عصبيتش به حركت آمده از ظاهر مشهد مقدّس به عزم رزم وى اوتاد خيام قطع نمود و با انديشه و بيم بسيار به جانب معسكر صوفيان خليفه نهضت فرمود و در رجب المرجب سال مذكور در قريهء عبدل‌آباد نيشابور تلاقى آن دو گروه دست داده بيست هزار سوار اوزبكيه در برابر چهار هزار سوار نيزه‌گذار قزلباش صف‌آراى ، گرديدند . غازيان رستم توان بر بادپايان صبارفتار با
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 446 | ميرزا بيگ جنابدى