بهادران وى را بر پشت [ 201 الف ] افكنده به خدمت عبيد خان رسانيد . وى در اثناى طريق پشت بهادر محمول خويش را به دندان خائيدن گرفته اصلا روى از پشتش برنمىداشت .
چون به مجلس خان و اصل گرديد ، چندانكه مبالغه نمودند كه روى از پشت محمول خويش بردارد ، برنمىداشت . هر چند حضار مجلس وى را به عفو و بخشش خان اميدوار مىگردانيدند ، قبول اين معنى نمىنمود و همچنان روى بر پشت بهادر گذاشته و به وى ملصق به سخنان واهى تكلّم مىنمود و پشت وى را مىخائيد . بالاخره بر پشت همان بهادر سرش از بدن جدا ساخته داخل قتيلان گرديد .
منقول است كه تا وديعت حيات سپردن ، پشت اوزبك محمول از خائيدن دندان تا روى استخوان از گوشت عارى گردانيده به همان زخم از دنيا رحلت فرمود .
امّا عبيد خان بعد از اين فتح به جانب مشهد مقدّس معاودت نموده ، بعد از انقضاى چند روز شهر از گماشتگان صوفيان خليفه انتزاع نموده بر سرير فرماندهى متمكّن گرديد ، انّه مبدئ و معيد .
95 تحرير شمّهاى از اهتمام خضر چلبى وكيل صوفيان خليفه در محافظت بلدهء هرات و مخالفت رعايا و بلوكات و آمدن عبيد خان و محاصره نمودن شهر را و به تصرّف بودن شهر به امداد ابو طاهر ولد امير سلطان ابراهيم امينى
پس از آنكه صوفيان خليفه رايت توجّه به عزم رزم عبيد خان برافراخت ، خضر چلبى وكيل و نور الدّين احمد سابق كه سابقا اشاره به صفات ايشان رفته بود به اتّفاق يكديگر همّت بر تنظيم امور مملكت مصروف داشتند . چون در محل عزيمت رزم عبيد خان صوفيان خليفه به نور الدّين احمد وزير خويش مبالغهء بسيار نموده بود كه « تا مراجعت من از محاربه مىبايد كه مبلغ چهار هزار تومان از اموال ديوانى سامان داده مخزون نمايى و اگر در تحصيل آن وجه مساهله رود يقين كه هدف تير غضب خواهيد گرديد » و آن نويسندهء شرير قلم بر هركس از ساكنين بلده و بلوكات كه گمان جهات مىبرد مبلغى به نام وى رقم نموده محصّلان غلاظ و شداد بر ايشان مىگماشت . ايضا متمّم محاسبهء سام