تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
و اين سلطان ابراهيم امينى كه در كليّهء دانش و فهم از ابناى زمان گوى تفرّد مىربود ، بر خود ستم كرده ، هم‌عنان خليفه سلطان به دارالامارت آن جهان شتافت ، بيت :
شاعر و مولوى كه جنگ كنند * سر خود را به زير سنگ كنند
امّت بيگ با سه چهار قزلباش كه خاتمهء عمرشان به توقيع اجل موعود موقّع نگرديده بود از آن معركه گريزان ، سالما به محمود بيگ پيوست و با بقيّة السيف كه از مضمار كارزار بيرون آمده در شهر متحصن گشته ، به حراست شهر و تعمير بروج و بارهء بلده اشتغال نمود . بيرام‌اوغلان پس از تيسير اين چنين فتحى با غنيمت بيكران و رئوس قتيلان به جانب غرجستان بازگشت ، انّه موصل الى المقصود .

94 كلام در ورود صوفيان خليفه روملو به بلدهء هرات و مراجعت نمودن به عزم رزم عبيد خان و به قتل رسيدن به فرمان خالق انس و جنّ

اهل هرات و غازيان موصل به آفات پس از شكست فاحشى آن چنان محتاج به سردارى صاحب وجود گرديدند كه به سبب تدبير و رأى صائبش از آفات و حوادث روزگار مصون باشند و از سياست و بأس او دست تظلّم از گريبان عجزه كوتاه باشد . و در آن عصر در خراسان حاكمى صاحب وجود تراز صوفيان خليفه روملو كه به امر نافذ پادشاه زمان در مشهد مقدّس رضويه به امر حكومت اشتغال مىنمود نبود . لا جرم امّت بيگ و اهالى هرات [ 199 الف ] به صوابديد و اجماع يكديگر مسرعى نزد وى فرستاده پيغام دادند « دار السّلطنهء هرات كه از امّهات بلاد خراسان است و محل سرير پادشاهان ، محافظت آن از حفظ و حراست ديگر ولايات اولى و واجب است و استعداد حراست اين ولايات از امثال محمود بيگ و امّت بيگ مسلوب و مبرّا . مناسب دولت بىزوال آن است كه ايشان در حفظ اين ولايت را از ديگر ولايات اهم دانسته ، بر جناح استعجال مركب شهامت بدين ولايت رانند . » صوفيان خليفه چون بر اين مقدّمات اطّلاع حاصل فرمود اين تكليف از امّهات دولت
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 444 | ميرزا بيگ جنابدى