مخالفت طريق مستقيم اطاعت پادشاه هفت اقليم اغوا و اضلال نموده بودند تا با سوء حال گرفتار گونه گونه نكال و و بال گرديدند . الحال ايشان را به جزاى قبيح افعال و سوء اعمال مؤاخذه فرموده به بئسالمهادشان فرستاديم . من نيز ديدم آنچه ديدم . امّا چون طينت صافى طويت آن حضرت به زلال مفطور بر اقبال سبقت يافته بود رقم عفو و اغماض بر صحايف جرايم اين بنده كشيده ، قبايح گذشته را كان لم يكن خواهند انگاشت ، نظم :
از من گنه ايدون ، من اينم * وز تو كرم ايدو ، تو آنى »
اما بعد از وصول اين عريضه به درگاه پادشاه آفاق با رئوس اهل نفاق در دار السلطنهء قزوين عرق اخوّت و كرم با جبلّت در حركت آمده ملتمسات شاهزاده به انجاح مقرون گرديد و يكى از قورچيان عظام را با استمالتنامچه و خلعت گرانمايه به طلب شاهزادهء دور افتاده ارسال داشتند .
وصول شاهزاده به پايهء سرير خلافت عنقريب از تقرير مترتّب است ، انّه مجيب .
93 تقرير احوال در بيان وقايع دار السّلطنهء هرات بعد از توجّه شاهزادهء حميده صفات و آغزيوار خان به جانب قندهار
پس از توجّه سام ميرزا و آغزيوار خان به جانب قندهار ، خليفه سلطان ميرآخور كه مسرع عمرش هشتاد مرحله از مسافت حيات طى نموده بود و به سبب كبر سن اختلال در جوهر عقلش راه يافته بود در باغ شهر بر مسند حكومت نشست و محمود بيگ و امّت بيگ نيز در منازل نزه هرات مقام گرفته خروش و جوش كامرانى از فلك مستدير و چرخ انقلابپذير گذرانيدند . علماى بلده و بلوكات كه اين حكّام زبون بىوقوف را حاكم خويش ملاحظه نمودند ، گردن از طوق تكاليف ديوانى كشيده بر وفق دلخواه و مقتضاى ارادهء خويش با ايشان عمل نمودند . [ 198 الف ]
در تضاعف اين احوال خبر توجّه سام ميرزا و آغزيوار به قندهار و عدم استعداد حاكم هرات و ضعف حال و قلّت متابعان و معاونان ايشان در ولايت انتشار يافته نخست بيراماوغلان اوزبك كه به حكم والى بلخ مأمور كشتن قراسلطان بن جانى بيگ سلطان حاكم ولايت غرجستان بود ، لشكرى از ولايت غرجستان جمع آورده از پى تاخت و