سردارى ميمنهء سپاه كامرانى به وى متعلّق بود - حمله بردند . ملازمان وى و متابعانش نيز به استقبال حمله مبارزان مبادرت نمودند . امّا طاقت مقاومت آن حملهء محشر مهابت نياوردند و روى به وادى فرار نهادند . امير خواجه كلان با اولاد و احفاد قدم استوار داشته به زخم نيزهء يكى از غازيان جلادتنشان از پشت زين بر روى زمين قرار گرفت . امّا بواسطهء پوشش جبّه و زره گرانمايه اذيّتى به وى نرسيد . در آن وقت گروهى از فارسان معركهء كامران ميرزا به سر وقت رسيده سالما غانما از آن مهلكه به مأمن نجاتش رسانيدند .
همچنين نوّاب سامى از قلب بر ملازمان قراچهبيگ - كه سردارى ميسره به وى مفوّض بود - حمله برد . امير قراچه به مصلحت آنكه عنان مركبش راست نبود روى از معركه تافته ، اندك مسافتى طى نمود . چون عنان را به حالت اوّل استحكام داد ، در آن حين شاهزاده سام ميرزا با دليران شديد الانتقام با تيغهاى آخته و سنانهاى پرداخته به سر وقت رسيده عطفه عنان وى به استقبال حملهء سامى ملحق گشتند . به يك حمله جمله را برداشته مسافتى بعيده تراجع فرمود . در آن وقت آغزيوار خان با گروهى از غازيان رستم توان به استمداد شاهزاده بر قراچهبيگ تاختن آورد . ناگاه از اثر كفران نعمت قايمهء اسبش به حفرهاى كه كاركنان قضا و قدر جهت آن روز حفر نموده بودند فرورفت و آن بهادر خودپسند هر چند مهميز ستيز بر اسب زد گويا قوايم اسبش قابض قضا به چهار ميخ فنا استوار داشته ، چندانكه سعى و اجتهاد نمود دست اسبش از آن حفره بيرون نيامد . در آن حال جماعتى به سر وقت وى رسيده به قيد اسار گرفتار گرديد و به نظر سياست اثر نوّاب كامرانى رسيده ، بر حسب فرمان از حيلهء حيات عارى گرديده از مركب غرور به تختهء نشور انتقال نمود ؛ بيت :
چو دولت نبخشد سپهر بلند * نيايد به مردانگى زندگى در كمند
هم در اين باب از واردات غيبى است كه :
هر كه را بخت رهبرى نكند * كوشش و جهد ياورى نكند
[ 197 ب ] سام ميرزا چون مشاهده نمود كه آغزيوار خان گرفتار گرديد با بقيّة السيف به جانب ولايت گرمسيرات نهضت فرموده بر وى ظاهر گرديد كه اين بىمرادى متفرّع بر مخالفت طريق مستقيم اطاعت و بندگى پادشاه مؤيّد و منصور است ، لاجرم باشتانقرا و بعضى ديگر از آن مردودان را كه به اغوا و اضلال ايشان مرتكب اين قسم خلافى شده بود ، همگنان را در حال به بئس المهاد روان گردانيد و رئوس ايشان را با عريضهاى به درگاه خلايق پناه ارسال داشته ؛ مضمون عريضه آنكه :
« بعضى از اين مخالفان حال تباه كه رئوس ايشان روانهء درگاه عرش اشتباه گشته مرا به