تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
از ارسال رسول در مدافعه نهايت اجتهاد به عمل آورده در انتظار ورود جواب و سپاه كامرانى اوقات مىگذرانيد . و در ايّام محاصره متابعان سامى نيز احيانا قريب به دروب و فصيل شهر رفته با محافظان ابواب محاربه مفتوح مىگردانيدند و از طرفين جمعى در مضمار كارزار مجروح و بىروح گشته مهمّى از پيش نمىبردند . و چون مدّتى مديد امر محاصره امتداد يافت مرآت تيغ گوهردار سامى به سبب تراكم غبار نقار پادشاه مظفّر لوا مظهر فتح و ظفر نگرديد و كمند سعى آغزيوار خان عاصى بنا بر قصور عصيان و كفران اولى الامر بر شرفات مقصود نرسيد ، خبر سپاه كامران ميرزا شايع گشته ، محصوران قندهار كامياب گرديدند . امّا چون قرب وصول سپاه هند به تحقيق انجاميد شاهزاده سامى و آغزيوار خان از ظاهر بلدهء قندهار اوتاد خيام قطع نموده دو سه مرحله مراجعت نمودند . پس از آن كامران ميرزا با سپاه سياه هند چون خيل غراب در ظاهر بلده نزول فرمودند و با امير خواجه كلان و سرداران هند و سند در باب محاربه و مشافعه قرعهء مشورت بر صحايف انديشهء يكديگر كشيدند . امير خواجه كلان كه بر آن سرداران رتبهء تقدّم داشت صلاح در مقاتله ديده ، كامران ميرزا و سران سپاه نيز رأى وى را مقرون به صواب دانستند و مجموع متّفق الآراء و الكلمه به طرف معسكر سامى توجّه نموده رايت مقاتله برافراشتند . نوّاب سامى و آغزيوار خان بر توجّه مخالفان آگاه گشته ، ايشان نيز مستعد قتال و جدال گرديدند و به ترانهء نشاط بر سبيل هزل ادا نمودند كه « هرگاه غراب و عصفور به كين شاهين و عقاب بال گشايند ، ايشان خود خراب معامله‌اند . » و در ساعت متوجّه مضمار كارزار گشته ، از آتش غضب ميدان قتال گرم گردانيدند . از طرفين سرداران با تدبير به تعبيه آراستن سپاه و تسويهء صفوف پرداخته ميمنهء با ميمنت سامى به وجود آغزيوار خان متانت گرفت و بر ميسره باشتان‌قراى مردود و زمره‌اى ديگر از امرا رايت جلادت برافراخت و قلب به وجود با وجود سامى چون سپهر چهارم از خسرو انجم فروزان گرديد . و از جانب مخالف كامران ميرزا قلب را به وجود خود مزيّن گردانيده بر ميمنه امير خواجه كلان را باشليغ مقرّر گردانيد و بر ميسره امير قراچه‌بيگ رايت جلادت به وسط السّماء رسانيد . [ 197 الف ] بعد از تسويه و تعيين مقام هريك ، صوت تبيره و نفير و آواز هايل سورن حاضران معركهء داروگير از سپهر مستدير درگذشته ، آنگاه تيغ‌بندان طرفين و فارسان فريقين به شمشير و سنان و تير و سنگ و گرز گران دست يازيده از باد حملهء دليران آتش جنگ بالا گرفت . در آن حالت آغزيوار خان با بسيارى از غازيان سنانهاى افعىسان و تيغهاى چون سهيل بمانند باد پايان به جولان درآورده به مهميز ستيز بر جانب امير خواجه كلان - كه