تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
مصحوب يكى از فيوج قمر سرعت به درگاه و الا ارسال داشته در انتظار فرمان هميون مىبود . چون نوشتهء محمّد خان بر نهج مسطور مسموع بارگاه جلال گرديد ، در جواب وى فرمان مطاعه ارسال گردانيدند كه « الحال وقت مقتضى اين نيست كه يكى از امراى نامدار با سپاهى مستعد به آن طرف ارسال داريم . چون قيصر بدان جانب نزول نمايد بغداد را به ملازمان ايشان گذاشته متوجّه پايهء سرير خلافت گردند كه در اين حدود به وجود وى احتياج تمام است . » و چون سلطان سليمان به ظاهر بغداد نزول فرمود ، محمّد خان بنا بر فرمان قضا جريان و بواسطهء نفاق اويماق فتّان تكلو از محافظت بغداد خود را معاف داشته متوجّه پايهء سرير سلطنت گرديد و داراى روم را ، مصرع :
« بىدرد سر نيزه و آمد و شد پيكان »
تسخير دارالسلام ، بلكه تمامى عراق عرب ميسّر گشته ، قشلاق در آن بلدهء جنّت آئين قرار داد . [ 189 ب ] و اين اخبار مسموع سدّهء و الا گشته همّت والانهمت بر انتقام معاندان تكلو و تأديب الامهء مردود و محمّد خان ذو القدر مصروف داشتند و نخست به تهيهء يورش آذربايجان عنان عزيمت به آن ولايت معطوف گردانيد . و چون مكرّر آثار نفاق و بىادبى از حسين خان شاملو به ظهور آمده ، به تجديد در حين نزول عساكر رجوم روم در چمن سلطانيه بنا بر استمالت سلطان سليمان و الامه روائح خلاف و غدر از اوضاع و افعالش مشموم گشته ، متوهّم آن بود كه چون محمّد خان ذو القدر و ديگر مردان تاج انداخته سالك سبيل عناد و نفاق گردد ، قهرمان قهر شديد الانتقام بنابراين و چند وجه ديگر قاصد قطع سر رشتهء حيات حسين خان گرديد . يكى از آن وجوه مخفيّه آن بود كه چون جوقه سلطان تكلو از بيم صدمهء شبيخون شوامله پناه به درگاه جهان‌پناه برد ، حسين خان رعايت ادب ننموده در آن آستان كعبه‌نشان مرتكب حرب وى گرديد و جوقه سلطان را به قتل رسانيد . و در اثناى اين داروگير چند چوبهء تير از شصت وى قريب به مسند و محلّ استراحت پادشاه جم‌جاه بر زمين و جدار قرار گرفته بود و ديگرى آنكه باشتان‌قراتاى كه از اقوام حسين خان بود و در زىّ خواص و مقرّبان وى سلوك مىنمود و قبل از آنكه پادشاه موفق به توفيق توبهء نصوح مشرّف گردد ، بنا بر خبث ذاتى يا به انگيزهء حسين خان در شيشهء شراب خاصّهء هميون زهرى جانگداز تعبيه ساخته خواست كه از آن شراب مسموم جرعه‌اى به آن خسرو جمشيد فرّ چشاند . بالاخره پادشاه گردون غلام با الهام بر قصد آن نمك‌حرام اطلاع يافته