بس روشن است معجزهء ظاهرى تو * وين كوردل چه سود نمىگيرد اعتبار
داراى روم را از اين كرامات كه لازم دودمان عليّه مكان است رعب و هراس بىقياس بر باطن استيلا يافته روزى ديگر كه از سرما اثرى نبود از پاشايان و سرداران و سنجق آنچه از خيل بر دامان يافته بودند ، راه ديار خويش گرفته ، نيمجانى از آن لجّهء هولناك به ساحل نجات كشيدند . حقّ جلّ و علاء به محض لطف و كرامت و به يمن توجّه و معاونت ارواح ائمّهء معصومين ، صلوات اللّه عليهم ، بيضهء دولت ابدى الهى را از شرّ چنان عدوى قاهر به منطوق «
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
» « 1 » محروس و مصون داشت . اميد كه تا انقراض جهان و ظهور صاحب الزمان ، عجّل اللّه فرجه ، اين دولت مصون از آفت و حوادث زمان و اذيّت و نكايت مخالفان در كنف حفظ و حمايت ملك مستعان پايدار و برقرار ماند ، انّه مجيب الدعوات .
يكى از شعراى آن زمان اين رباعى را در آن وقت در سلك نظم انتقام داده :
در ساحت سلطانيه آن طرفه چمن * ديدم دو هزار مرده بىگور و كفن
گفتم كه كه كشت اين همه عثمانى را * باد سحر از ميانه برخاست كه « من »
بعد از وقوع اين معجزهء كرامت انتما كه مخصوص انبيا و اولياست و فرار مخالفان منكوب و مقهور برف و سرما پادشاه مظفّر لوا از قرهآقاج كوچ كرده به طرف درگزين نهضت نمودند . در آن موضع الوند خان افشار والى كوهكيلويه كه به عزيمت يساق متوجّه درگاه جهانپناه بود ، به عزّ بساطبوسى فايز گشته ، يكهزار [ 188 ب ] سوار نيزهگذار از مبارزان افشار در معرض عرض بازداشت و دو طويله اسب صبارفتار برق آثار درخور مضمار كارزار ، بر سبيل پيشكش بگذرانيد . پادشاه بندهنواز خدمات وى را در آن وقت پسنديده ، به عواطف خسروانهاش سرافراز گردانيد . آنگاه از آن اسبان تازه زور اسبى بادرفتار كوه و قار به محمود بيگ اوجىباشى عربگيرلو كه به سمت شجاعت و دليرى در آن عصر لواى اشتهار مىافراشت اعطا فرموده با پنجاه نفر از غازيان شير شكار بر اثر مخالفان روان داشتند تا از مقام و ارادهء ايشان اطّلاعى حاصل نمايند .
محمود بيگ و آن غازيان بر حسب فرمان داراى زمان بر اثر روميّت طى مسافت نموده در ساحل قزلاوزن به گروهى متجنّدهء روم بازخورده ، پنج نفر از ايشان را به قيد اسار گرفتار گردانيد و بر فور مراجعت نموده به نظر مرحمت اثر هميون رسانيد . از انهاى اسراى خمسه به وضوح پيوست كه قيصر متوجّه دارالسّلام بغداد است و الامهء مردود را با محمّد خان ذوالقدراوغلى - كه تاج بريده ملازمت روميّه اختيار نموده بودند - در
هامش
( 1 ) - صف : 8 .