فراديس جنان خراميد . بعضى از فضلاى آن زمان « مقتداى شيعه » تاريخ آن واقع يافتهاند .
[ 190 ب ]
89 گفتار در توجّه سلطان سليمان مرتبهء ديگر از قشلاق دارالسّلام به آذربايجان و مراجعت نمودن بىحصول مطلب و وقايع متفرّع بر آن
چون حقيقت توجّه رايات عزّت و اقبال پادشاه صفوى خصال به آذربايجان و تصرّف دار السّلطنة تبريز و محاصرهء قلعهء وان مسموع جلال داراى روم گرديد ، دارالسّلام بغداد را به يكى از معتمدان ذى شوكت سپرده مرتبهء ديگر يورش آذربايجان مصمّم گردانيده از راه آلتون كوپرك به سمت تبريز عنانريز روان گشته ، همگى همّت به استخلاص آذربايجان از تصرّف قزلباش وجههء مطالب خويش گردانيد .
امّا پادشاه مؤيّد كامكار در آن محاصرهء وان بر عزيمت قيصر اطلاع يافته فسخ محاصره نمود و رايت مراجعت به صوب تبريز برافراشت و در آن بلدهء جنّتنشان ملك بيگ ملك جرف را كه از مرتبهء دهقنت به درجهء افادت رسيده در سلك اعيان امراى پايهء سرير خلافت منتظم بود ، به جريمهء آنكه بر اضلال الامهء مردود وى نيز سالك سبيل نفاق گشته با اهل نفاق طريق اتّفاق مىپيمود ، قهرمان قهر پادشاهى به قتل وى فرمان داده ، اثر كفران نعمت و عصيان از دولت به دو عايد گشت . و احمد بيگ نور كمال كه به منصب جليل القدر وزارت متعلّق بود ، به تقصيرى مؤاخذه گشته در قلعهء النجق محبوس گرديد و منصب وى به ميرزا يار احمد خوزانى و خواجه معين الدّين ولد قاضى مير سيد حسين ميبدى ، شارح « هداية الحكمة » به شركت تفويض فرمودند .
در اين اثنا قرب وصول سلطان روم « 1 » ، سيفى قزوينى - كه در ابتداى دولت ابدى مغضوب ديو سلطان روملو گشته محبوس گرديده بود و بعد از خلاصى از حبس در گيلان رشت اقامت نموده تا آن وقت در آن مقام مقيم بود - در آن ولا به اردوى كيهانپوى آمده به عاطفت بيكرانه سرافراز گرديد و به منصب وزارت ديوان اعلى اختصاص يافته ، فرق افتخارش از فرقدين درگذشت و مرتبهء ديگر قرب وصول سلطان روم به وضوح
هامش
( 1 ) - ف : سلطان جهان هستى .