تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
پيوست و پادشاه مؤيّد باز صلاح در مقاتله بر سبيل مقابله و مصادقه نديده ، از صف‌آرايى و معارضه اجتناب نمودند ؛ چه ، جنود [ 191 الف ] روم باضعاف مضاعف مجاهدان دين و غازيان نصرت آئين قرين بودند ، مع‌هذا در حصار عرّابه و توپ قرار گرفته ، بر امر محاربه اقدام مىنمودند . بنابراين بر خاطر كيميا اثر قرار گرفت كه فدوىوار با مجاهدان ديندار و دليران عرصهء كارزار ، حوالى و حواشى معسكر روم احاطه نمايند و نگذارند كه احدى از درون عرّابه به فضاى خارج قدم گذارند و ايضا ضروريات از مأكولات و عليق دواب از ايشان بازدارند و نگذارند كه از اردو بازاريان ايشان متردّد باشند تا تنقيص و عسرت به احوال ايشان عارض گشته ، لا علاج مراجعت نمايند . و چون سلطان سليمان به سلطانيه نزول نمود و بر تدبير مقرون به صواب پادشاه ديندار اطّلاع حاصل فرمود ، بر وى ظاهر گرديد كه در مقاتلهء جنود ظفر ورود قزلباش بر آن نهج فايده‌اى مترتّب نخواهد بود و آنچه پادشاه صائب تدبير انديشيده عن‌قريب به ظهور خواهد آمد . لاجرم عزيمت مراجعت نموده متوجّه آذربايجان گرديد ، مصرع :
« بگذشت ، چنان كه بگذرد باد به دشت »
پادشاه مؤيّد منصور نيز رايت تعاقب برافراخته بر اثر وى با مجاهدان دين و غازيان ظفر قرين عنان عزيمت به باد پايان صبارفتار سپرده همهء راه به قتل و نهب و اسر روميّه اقدام نموده ، نوعى نمودند كه احدى از آن مجمع به خروج مبادرت نتوانست نمود . و چون سلطان روم با جنود رجوم روم به تبريز نزول نمود و نوّاب هميونش بواسطهء خوابى كه يكى از صلحاء دين ديده بود و از واردات غيبى اشارت داشت ، به طواف قدسى مطاف بيت المغفرة آبا و اجداد عظام كرام عزيمت كرده ، بدين سبب از چمن اوجان از سمت تعاقب مخالفان انحراف ورزيده به طرف دار الارشاد اردبيل نهضت فرمودند . و بعد از تقديم مراسم زيارت و شرايط مسئلت ، مراجعت نموده ، در سراب به موكب جاه و جلال ملحق گرديد و در آن مقام به وضوح پيوست كه قيصر در تبريز اقامت ننموده متوجّه دار الملك خويش گرديده است . لابد رايات اقبال نيز همّت بر تعاقب مخالفان مصروف داشته تا خوى در سرعت طى مسافت مبالغه فرمودند . چون ظاهر خوى محل نزول عساكر منصور گرديد پادشاه مؤيّد موفق بهرام ميرزا با [ 191 ب ] امراى نامدار چون منتشا سلطان شيخ‌لر و امير سلطان روملوى ايناق و شاه‌قلى خليفه مهردار و بداق خان قاجار و صدر الدّين خان استاجلو و محمّد بيگ سفره چين و جميع يساولان و قاپوچيان و عمده عملهء كارخانجات و بيوتات مجموع هفت هزار سوار نيزه‌گذار با اسبان تازى درخور كارزار مقرّر فرمودند كه بر اثر مخالفان به قدم سرعت طى مسافت نموده از نهب و غارت و قتل آنچه مقدورشان باشد به عمل آورند و