تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
فرمودند . و رايات جلال نيز بر جناح استعجال از عقب فرستادگان در سپردن طريق مسارعت ورزيده چنانچه از دار السّلطنهء هرات بر بيست و يك كوچ به گوگ گنبد رى مقام گرفته بودند ، لهذا اسب و شتر بسيارى در آن مسافت تلف شده بقيّهء دواب در غايت لاغرى و ضعف بودند . از منزل كوه رود ، القاص ميرزا و بهرام را منقلاى سپاه نصرت دستگاه ساخته امراى نامدار مثل غازى خان تكلو و امير سلطان ايناق روملو و سلمان سلطان و ملك بيگ [ 187 الف ] با سپاه جرّار معيّن گرديد كه در ركاب ظفر انتساب شاهزادگان كامياب ملازم باشند . آنگاه برابر جنود منقلاى رايات صفوى آيات نهضت نموده در ساعتى مختار داخل دار السلطنهء قزوين گرديدند . در آن مقام نيز اقامت ننموده ، متوجّه ابهر گشتند و بعد از چند روز توقّف در ابهر ، از خدمت شاهزادگان و امراى منقلاى مسرعى رسيده تقرير نمود كه « سلطان سليمان از تبريز عزيمت محاربهء ايستادگان درگاه عرش اشتباه بيرون آمده ، عن‌قريب اثر ورودش در آن حدود به ظهور خواهد پيوست » . بنابراين پادشاه مؤيّد احمال و اثقال موكب هميون را به طرف اصفهان روان داشته با آن مقدار سپاه كه در ظلّ رايت سپهر آيت موجود بود عنان معاودت به طرف قره‌آقاج معطوف داشتند . در آن مقام به وضوح پيوست كه قيصر با سپاه بىاندازه در سلطانيه نزول نموده و در آن وقت زياده از هفت هزار كس كه نبرد را شايد در ظلّ ظليل راست پادشاه نبود و زياده از سه هزار اسب نيز كه جنگ و پيكار را شايد در موكب هميون پيدا نمىگشت ، مع‌هذا اكثر اعيان چون حسين خان شاملو و غازى خان تكلو و محمّد خان ذو القدر و غيرهم بنا بر نزاع يكديگر و اضلال الامه و مواعيد كاذبهء وى كه در آن وقت به استمالت نامه‌هاى مشتمل بر عواطف و احسان سلطان روم موقّع به توقيع اعطاى الكاى آذربايجان نزد ايشان ارسال گردانيده بود ، در آن بىعاقبتان از اين جهت دل دگرگون داشته در مقام نفاق طريق معادات مىپيمودند . در اين اثنا محمّد خان ذو القدر و حسين خان ولد برون سلطان تكلو با هزار سوار بنا بر مواعيد كاذبهء الامه و استمالت‌نامچهء داراى روم تاج از سر برداشته ادبارآسا از اين دولت روز افزون تخلّف نموده به دشمن پيوستند . امّا پادشاه مؤيّد من عند اللّه چون كفران نعمت بندگان و استعداد و اقتدار مخالفان و فقدان آلات رزم مشاهده نمودند ، چون مجاهدين ديندار و برگزيدگان پروردگار به اميد عنايت منتقم جبّار دل برقرار داشته در مضمار تسليم رايت رضا برافراشتند و همّت بر عنايت و احسان پروردگار و استعداد روحانيت ائمهء اطهار مصروف داشته در جوشن توكّل و ورع توسّل دست در عروة الوثقى و
« مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
زده ، با آن مقدار لشكر كه در [ 187 ب ] ظلّ رايت سپهر آيت