تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
اسحاق را كه به مزيد فطنت و خير خواهى از ساير ارباب و الباب سمت امتياز داشت ، واسطهء مصالحه گردانيده ، نزد عبيد خان ارسال فرمودند . عبيد خان نيز اين قضيّه را از مهمّات خويش دانسته از اثر اقبال خود دانست و مصالحه بر اين وجه قرار يافت كه عبيد خان از ظاهر هرات كوچ كرده چند منزل مراجعت نمايد تا قزلباش محصور با عيال و احمال از شهر بيرون رفته ، خود را به مأمنى رسانند و فرقهء اوزبكيّه را نگذارد كه از عقب ايشان روان گشته اسقاط عرض و مال و ازالهء حيات ايشان نمايند . اين قضايا را كه به يمين غلاظ ساخته بعد از تشييد مبانى عهود و مواثيق ، عبيد خان از ظاهر هرات به قرى و رساتيق بعيده كوچ كرده چند منزل به عقب نشست و حسين خان با تمامى غازيان شاملو و شيعيان و تبرّائيان در ركاب علوى انتساب شاهزادهء كامياب سام ميرزا در ساعتى مشحون از سعادت از دار السّلطنهء هرات بيرون آمده به جانب سجستان در حركت مسارعت ورزيدند . قريب بدان ولايت نتيجة الملوك ملك محمود از ملكان نيمروز - كه سيستان بر حسب فرمان داراى زمان به اقطاع وى مقرّر بود - يكى از مقرّبان خود را با پيشكش لايقه به پايبوس شاهزادهء كامياب و خدمت خان معدلت‌اياب ارسال فرمود و خود نيز در وقت مناسب به خدمت شتافته به نوازش و پرسش سرافراز [ 177 الف ] گرديد و در ركاب هميون شاهزاده به منازلى كه جهت نزول اجلال معدّ و مهيا نموده بودند عنان اقبال معطوف داشته روزى چند قرين عيش و عشرت در ولايت سيستان با ملك نيمروز رايت عزّت برافراشته ، پس از آن به تهيهء اسباب و ما يحتاج راه از سلاح و يراق پرداختند . در آن اثنا به مسامع جلال شاهزاده و خان آزاده رسيد كه رعايا و سكّان « 1 » بعضى از منسوبات سرحد و گرمسيرات مثل ايل و احشام رزهى و نكودرى و لكور از احاطهء تكاليف ديوانى مطلقا خارج گشته‌اند و كما ينبغى به اطاعت حاكم و تيولدار خود نمىپردازند ، مع ذلك به قطع طريق و نهب اموال متردّدين از هر فريق اشتغال دارند و در امور سرقت و فساد دقيقه‌اى مهمل نمىگذارند . بنابراين جهات خان حميده صفات با بسيارى از غازيان جلادت آثار به اشارهء شاهزادهء كامگار به جانب مقرّ آن جماعت عنان عزيمت انعطاف داده ، دفع آن مفسدان را وجههء همّت گردانيد . بعد از وقوع محاربه بر آن قوم غالب آمده بسيارى از ايشان را عرصهء تيغ و سنان گردانيد و با غنايم موفوره مراجعت نمود به خدمت شاهزاده سرافراز گرديد .
هامش
( 1 ) - ف : سكنه .