« كافر باشم گر تو مسلمان باشى »
مع ذلك به مولانا گمان جمعيت اموال مىداشتند . بنابراين عبيد خان فرمان داد محصلان غلاظ و شداد بر وى گمارند . آن بيچاره در محبس شكنجه و آزار بليغ يافته ، پس از تعذيب بسيار و اخذ اموال ، در چهار سوق هرات به قتلش رسانيدند . و اين واقعه در شهور سنهء ست و ثلثين و تسعمائه [ 936 ه / 1529 م ] به وقوع انجاميد ، انّه مبدئ و معيد . [ 178 الف ]
82 رايت افراختن گردون غلام به عزم خراسان و فرار عبيد خان به مرافقت خذلان و تفوض مملكت خراسان به شاهزادهء عالميان بهرام ميرزا و للهگى غازى خان تكلو
مدّت معلوم كه عبيد خان بر سرير فرماندهى دار السّلطنهء هرات متمكن بود و فئهء اوزبكيه آنچه مقدورشان بود از جور و تعدّى به عمل مىآوردند ، در اين اثنا فتح ولايت فراه و آن حدود كه در آن اوان به اقطاع احمد سلطان افشار مقرّر بود ، پيشنهاد همّت استقلال گردانيد و در يازدهم شعبان ستّ و ثلثين و تسعمائه [ 936 ه / 1529 م ] از بلدهء نادرهء هرات با جنود ماوراءالنهر متوجّه تسخير فراه و قلع و قمع جماعت افشار گرديد . و بعد از وصول به ظاهر فراه به امر محاصره پرداخته همّت بر اخذ آن گماشت .
احمد سلطان و فرقهء افشار نيز كما ينبغى در محافظت برج و باره كوشيده لواى مدافعه و مقاتله مرفوع گردانيدند و در تحفّظ و تيقّظ قلعه مبادرت نموده به طعن و ضرب سنان و تيغ جانستان بسيارى را قتيل و جريح گردانيده آثار اقتدار به ظهور رسانيدند و در ليالى كه فشار ظلمانى احاطهء ربع مسكون نموده بروج و فصيل باره را از ايقاد نواير و انوار مشاعل كسوت روز نورانى ، داده تا طلوع صبح صادق ، نهايت محافظت به عمل آورده ، بدين طريق شب و روز در تحفّظ و تيقّظ كوشيده به جهت ذخيره و آلات حرب نيز مطمئن خاطر بودند .
چون مدّتى مديد عبيد خان در حصار آن قلعه سعى بليغ به عمل آورد ، بر وى ظاهر گرديد كه تصرّف آن ولايت با وجود كوشش مبارزان افشار از قوّت بهادران وى مسلوب