مشتمل بر مزيد عاطفت و استمالت خسروانه به امراى استاجلو چون بدر خان و منتشا سلطان و حمزه سلطان مشهور به قازن و غيرهم كه از زمان مغلوبيت امراى تكلو و روملو در مقام آرپهچايى « 1 » نخجوان به ولايت رشت رفته آنجا اقامت داشتند ارسال داشته جمله را به اعطاف خسروانه اميدوار گردانيد .
و چون قشلاق در دار السّلطنهء قزوين به انتها انجاميد از آن مقام بر عزيمت ييلاق بيرون آمده ، رايات عزّت در منزل شرفآباد « 2 » نزول فرموده بود كه امراى استاجلو به عزّ بساطبوسى ساحت اقبال استسعاد يافتند و تيول و اقطاعات جهت هريك مقرّر گرديد و در ييلاق فاريچين ابهر مير قوام الدّين حسين اصفهانى لبيك حق را اجابت گفته ، مير غياث الدّين منصور مشهور در منصب صدارت با امير نعمة اللّه على شريك و سهيم گرديد و مرتبهء ديگر رايات عزّ و اقبال به دفع فساد عبيد خان متوجّه خراسان گرديد . شرح از مساعده وقت مأمول است ، انّه موفق و مجيب .
81 ترتيب مقدمات در نزول عبيد خان به ظاهر بلدهء هرات و وقوع مصالحه ميان وى و حسين خان شاملو و توجّه حسين خان با سپاه قزلباش از راه كيج و مكران به موكب [ 176 ب ] جاه و جلال و بيان وقايعى كه در اثناى راه روى داد .
از تقرير راويان ثقاة چنين مستفاد گرديد كه بعد از انقضاى مدّتى معدود از توجّه رايت منصور به جانب عراق ، عبيد خان مرتبهاى ديگر با جنود نامعدود از آب آمويه عبور نمود و به دستور سابق در ظاهر هرات رايت عناد و شقاق مرتفع گردانيد و در اضرار مسلمانان هرات سعى بليغ به جاى آورده ابواب جور و اعتساف بر روى فرق عباد برگشاد . حسين خان و اركان دولت شاهزاده كه به اصابت رأى موصوف بودند ، چون كثرت ضعف رعايا و عجزه مشاهده فرمودند ، چارهء كار منحصر در مصالحه ديده خواجه
هامش
( 1 ) - ف ، د : آرتهچاى .
( 2 ) - د : شريفآباد .